تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٢ - تفسير ايمان و روشنبينى
و به تعبير ديگر قلب آدمى همچون آئينه است و وجود هستى پروردگار همچون آفتاب عالمتاب، اگر اين آئينه را زنگار هوى و هوس تيره و تار كند نورى در آن منعكس نخواهد شد، اما هنگامى كه در پرتو تقوى و پرهيزگارى صيقل داده شود و زنگارها از ميان برود نور خيرهكننده آن آفتاب پر فروغ در آن منعكس مىگردد و همه جا را روشن مىسازد.
لذا در طول تاريخ در حالات مردان و زنان پرهيزكار روشنبينىهايى مشاهده مىكنيم كه هرگز از طريق علم و دانش معمولى قابل درك نيست، آنها بسيارى از حوادث را كه در لابلاى آشوبهاى اجتماعى ريشه آن ناشناخته بود بخوبى مىشناختند و چهرههاى منفور دشمنان حق را از پشت هزاران پرده فريبنده مىديدند!.
اين اثر عجيب تقوى در شناخت واقعى و ديد و درك انسانها در بسيارى از روايات و آيات ديگر نيز آمده است، در سوره بقره آيه ٢٨٢ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ:
" تقوى پيشه كنيد و خداوند بشما تعليم مىدهد" و در حديث معروف آمده است"
المؤمن ينظر بنور اللَّه
": انسان با ايمان با نور خدا مىبيند" و در" نهج البلاغه" در كلمات قصار مىخوانيم"
اكثر مصارع العقول تحت بروق المطامع
":" زمين خوردن عقلها غالبا به خاطر برق طمع است كه چشم عقل را از كار مىاندازد و پرتگاهها و لغزشگاهها را نمىبيند." ثالثا- از نظر تجزيه و تحليل عقلى نيز پيوند ميان تقوى و درك حقايق قابل فهم است، زيرا مثلا جوامعى كه بر محور هوى و هوس مىگردد و دستگاههاى تبليغاتى آنها در مسير دامن زدن به همين هوى و هوسها گام بر مىدارد، روزنامهها مروج فساد مىشوند، راديوها بلندگوى آلودگى و انحرافات مىگردند، و تلويزيونها در خدمت هوى و هوسند، بديهى است در چنين جامعهاى تميز حق از