تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٧ - غزوه بدر نخستين درگيرى مسلحانه اسلام و كفر
بازجويى به خدمت پيامبر ص آوردند، حضرت از آنها پرسيد شما كيستيد؟ گفتند:
غلامان قريشيم، فرمود: تعداد لشكر چند نفر است، گفتند اطلاعى از اين موضوع نداريم فرمود هر روز چند شتر براى غذا مىكشند، گفتند نه تا ده شتر، فرمود جمعيت آنها از نهصد تا هزار نفر است (هر شتر خوراك يكصد مرد جنگى).
محيط، محيط رعبآور و براستى وحشتناكى بود، لشكر قريش كه با ساز و برگ جنگى فراوان و نيرو و غذاى كافى و حتى زنان خواننده و نوازنده براى تهييج يا سرگرمى لشكر قدم بميدان گذارده بودند، خود را با حريفى روبروى مىديدند كه باورشان نمىآمد، با آن شرائط قدم به ميدان جنگ بگذارند.
پيامبر ص كه مىديد يارانش ممكن است، از وحشت شب را به آرامى نخوابند، و روز و فردا با جسم و روحى خسته در برابر دشمن قرار بگيرند، طبق يك وعده الهى به آنها فرمود: غم مخوريد اگر نفراتتان كم است، جمع عظيمى از فرشتگان آسمان به كمك شما خواهند شتافت و آنها را كاملا دلدارى داده به پيروزى نهايى كه وعده الهى بود مطمئن ساخت بطورى كه آنها شب را به آرامى خوابيدند. مشكل ديگرى كه جنگجويان از آن وحشت داشتند، وضع ميدان بدر بود كه از شنهاى نرم كه پاها در آن فرو مىرفت پوشيده بود، در آن شب باران جالبى باريد، هم توانستند با آب آن وضو بسازند، خود را شستشو و صفا دهند و هم زمين زير پاى آنها سفت و محكم شد، و عجب اينكه اين رگبار در سمت دشمن به طورى شديد بود كه آنها را ناراحت ساخت.
خبر تازهاى كه به وسيله گزارشگران مخفى كه از لشكر اسلام شبانه به كنار اردوگاه دشمن آمده بودند، دريافت شد و به سرعت در ميان مسلمانان انعكاس يافت اين بود كه آنها گزارش دادند، كه لشكر قريش با آن همه امكانات، سخت بيمناكند گويى خداوند لشكرى از وحشت در سرزمين قلب آنها فرو ريخته است،