تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩١ - تفسير
بنا بر اين نبايد با ديد محدود خود، احكام الهى را ارزيابى كنيد، بلكه بايد در برابر آنها سر تسليم فرود آريد و از نتائج نهايى بهرهمند شويد.
در آيه نخست مىگويد:" اين ناخشنودى پارهاى از افراد از طرز تقسيم غنائم بدر، همانند آن است كه خداوند تو را از خانه و جايگاهت در مدينه به حق بيرون فرستاد در حالى كه بعضى از مؤمنان كراهت داشتند" (كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكارِهُونَ).
كلمه" بالحق" اشاره به اين است كه اين فرمان خروج، طبق يك وحى الهى و دستور آسمانى صورت گرفت كه نتيجهاش وصول به حق براى جامعه اسلامى بود.
و آن چنان ترس و وحشت سراسر وجود آنها را فرا گرفته بود كه گويى به سوى مرگ رانده مىشوند و مرگ و نابودى خويش را با چشم خود مىبينند" (كَأَنَّما يُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ).
ولى حوادث بعد نشان داد كه آنها چقدر گرفتار اشتباه و ترس و وحشت بى دليل بودند، و اين جنگ چه پيروزيهاى درخشانى براى مسلمانان به بار آورد، با ديدن چنين صحنهاى چرا بعد از جنگ بدر، در مورد غنائم زبان به اعتراض مىگشايند.
ضمنا از تعبير فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ (جمعى از مؤمنان) روشن مىشود كه اولا اين مشاجره و گفتگو به خاطر روح نفاق و بى ايمانى نبود، بلكه بر اثر