تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٥
است كه هر چه بيشتر به آنها بدهد و ظالم كسى است كه حق ديگران را از آنان باز دارد! و به تعبير ديگر آنها فاقد هر گونه شخصيت اجتماعى هستند و تنها داراى يك شخصيت فردى و در چهار چوبه منافع خويش مىباشند، و همه چيز را تنها از اين زاويه مىنگرند!.
لذا مىگويد:" بعضى از آنها در تقسيم صدقات به تو عيب مىگيرند" و مىگويند عدالت را رعايت نكردى (وَ مِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقاتِ).
اما در حقيقت چنين است كه آنها به منافع خويش مىنگرند" اگر سهمى به آنها داده شود راضيند و خوشحال" و تو را مجرى عدالت مىدانند هر چند استحقاق نداشته باشند (فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا).
" اما اگر چيزى از آن به آنها داده نشود خشمگين مىشوند" و تو را متهم به بىعدالتى مىكنند (وَ إِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْها إِذا هُمْ يَسْخَطُونَ):
آيا در جوامع اسلامى امروز چنين كسانى يافت نمىشوند؟
آيا همه مردم به حق مشروع خود قانعند؟ و هر كس تنها به مقدار حقش به آنها بدهد او را عدالتپيشه مىدانند؟
مسلما جواب اين سؤالها منفى است، با نهايت تاسف هنوز بسيارند كسانى كه مقياس سنجش حق و عدالت را منافع شخصى خويش مىپندارند، و به حقوق