تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٦ - تفسير عدمشان به ز وجود!
مسلمانان را بهم بريزند و آنها را از جهاد باز دارند و اطراف تو خالى شود (وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُورَ).
اما هيچيك از اين توطئهها و تلاشها به جايى نرسيد، و همه نقش بر آب شد و تيرشان به سنگ خورد" سرانجام فتح و پيروزى فرا رسيد و حق آشكار گشت" (حَتَّى جاءَ الْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ).
" در حالى كه آنها از پيشرفت و پيروزى تو ناراحت بودند" (وَ هُمْ كارِهُونَ).
اما خواست و اراده بندگان در برابر اراده و مشيت پروردگار كمترين اثرى نمىتواند داشته باشد، خدا مىخواست تو را پيروز كند و آئينت را به سراسر جهان برساند و موانع را هر چه باشد از سر راه بردارد و بالآخره اين كار را كرد.
اما موضوع مهم اين است كه بدانيم آنچه در آيات فوق بيان شده همانند مطالب ديگر قرآن اختصاصى به عصر و زمان پيامبر ص نداشته، در هر جامعهاى گروهى منافق هميشه وجود دارند كه سعى مىكنند در لحظات حساس و سرنوشت ساز با سمپاشى و سخنچينى افكار مردم را به هم بريزند، روح وحدت را از بين ببرند، و تخم شك و ترديد را در افكار بپاشند، اما اگر جامعه بيدار باشد مسلما با يارى پروردگار كه وعده پيروزى به دوستانش داده است همه نقشههاى آنها خنثى مىشود و توطئههايشان در نطفه خفه مىگردد، به شرط اينكه مخلصانه جهاد كنند و با هوشيارى و دقت مراقب اين دشمنان داخلى باشند.