تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢ - تفسير
سازد" (قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي لا يُجَلِّيها لِوَقْتِها إِلَّا هُوَ).
ولى دو نشانه سربسته براى آن بيان مىكند، نخست مىگويد:" قيام ساعت در آسمانها و زمين، مساله سنگينى است" (ثَقُلَتْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) چه حادثهاى ممكن است از اين سنگينتر بوده باشد، در حالى كه در آستانه قيامت، همه كرات آسمانى به هم مىريزند، آفتاب خاموش، ماه تاريك، ستارگان بى فروغ و اتمها متلاشى مىگردند، و از بقاياى آنها جهانى نو با طرحى تازه ريخته مىشود [١] ديگر اينكه قيام ساعت، ناگهانى است، و بدون مقدمات تدريجى، و به شكل انقلابى، تحقق مىيابد.
بار ديگر مىگويد:" چنان از تو سؤال مىكنند كه گويى تو از زمان وقوع قيامت با خبرى"! (يَسْئَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْها) [٢] بعد اضافه مىكند كه در جواب آنها بگو:" اين علم تنها نزد خدا است ولى بيشتر مردم از اين حقيقت آگاهى ندارند" كه چنين علمى مخصوص ذات پاك او است، لذا پى در پى از آن مىپرسند. (قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ اللَّهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ).
ممكن است بعضى از خود سؤال كنند چرا اين علم مخصوص ذات خدا است و هيچكس حتى پيامبران را از آن آگاه نمىسازد؟
[١] بعضى از مفسران گفتهاند منظور از اين جمله اين است كه علم و آگاهى بر قيامت بر اهل آسمانها و زمين ثقيل و سنگين است، ولى حق همان تفسير اول است، زيرا كلمه" علم" و" اهل" را محذوف دانستن خلاف ظاهر آيه مىباشد.
[٢]" حفى" در اصل به معنى كسى است كه پى در پى از چيزى سؤال مىكند و با دقت و اصرار تعقيب مىنمايد و از آنجا كه اصرار در سؤال باعث پيشرفت علم و دانش انسان مىشود گاهى اين كلمه به معنى" عالم و دانشمند" نيز آمده است.