تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٢ - ١-" عزير" كيست؟
سپس هنگامى كه" كورش" پادشاه ايران" بابل" را فتح كرد،" عزرا" كه يكى از بزرگان يهود در آن روز بود نزد وى آمد و براى آنها شفاعت كرد، او موافقت كرد كه يهود به شهرهايشان باز گردند و از نو" تورات" نوشته شود.
در اين هنگام او طبق آنچه در خاطرش از گفتههاى پيشينيان يهود باقى مانده بود" تورات" را از نو نوشت.
به همين دليل يهود او را يكى از نجات دهندگان و زنده كنندگان آئين خويش مىدانند و به همين جهت براى او فوق العاده احترام قائلند [١] اين موضوع سبب شد كه گروهى از يهود لقب" ابن اللَّه" (فرزند خدا) را براى او انتخاب كنند، هر چند از بعضى از روايات مانند روايت" احتجاج طبرسى" استفاده مىشود كه آنها اين لقب را به عنوان احترام به" عزير" اطلاق مىكردند، ولى در همان روايت مىخوانيم: هنگامى كه پيامبر ص از آنها پرسيد:" شما اگر" عزير" را به خاطر خدمات بزرگش احترام مىكنيد و به اين نام مىخوانيد پس چرا اين نام را بر موسى ع كه بسيار بيش از" عزير" به شما خدمت كرده است نمىگذاريد؟ آنها از پاسخ فرو ماندند و جوابى براى اين سؤال نداشتند [٢] ولى هر چه بود اين نامگذارى در اذهان گروهى از صورت احترام بالاتر رفته بود و آن چنان كه روش عوام است آن را طبعا بر مفهوم حقيقى حمل مىكردند و او را به راستى فرزند خدا مىپنداشتند، زيرا هم آنها را از در بدرى و آوارگى نجات داده بود، و هم به وسيله بازنويسى تورات به آئينشان سر و سامانى بخشيد.
البته همه آنها چنين عقيدهاى را نداشتهاند، ولى از قرآن استفاده مىشود كه اين طرز فكر در ميان گروهى از آنها كه مخصوصا در عصر پيامبر ص
[١]- الميزان جلد ٩ صفحه ٢٥٣ و" المنار" جلد ١٠ صفحه ٣٢٢.
[٢]-" نور الثقلين" جلد ٢ صفحه ٢٠٥.