تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٤ - ٢- چه كسانى فرار كردند؟
او در دست كفار نبود، كه مستحق غضب و خشم خداوند شوند"! [١] ما شرحى براى اين سخن ذكر نمىكنيم و داورى آن را به خوانندگان واگذار مىكنيم.
ذكر اين جمله نيز لازم است كه در" صحيح بخارى" معتبرترين منابع اهل سنت، هنگامى كه سخن از هزيمت و فرار مسلمين در اين ميدان به ميان آورده، چنين نقل مىكند:
" فاذا عمر بن الخطاب فى الناس، و قلت ما شان الناس، قال امر اللَّه، ثم تراجع الناس الى رسول اللَّه ...":
" ناگهان عمر بن خطاب در ميان مردم بود گفتم مردم چه كردند؟ گفت:
قضاى الهى بود!، سپس مردم به سوى پيامبر ص بازگشتند" [٢] ولى اگر پيشداورىها را كنار بگذاريم و قرآن را مورد توجه قرار دهيم مىبينيم كه گروهبندى در ميان فرار كنندگان قائل نشده است، بلكه همه را يكسان مذمت مىكند، كه پا به فرار گذاشتند.
نمىدانيم چه تفاوتى بين جمله" ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ" كه در آيات فوق خوانديم، و جمله ديگرى كه در آيه ١٦ سوره انفال گذشت مىباشد آنجا كه مىگويد:" وَ مَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلى فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ":
" هر كس پشت به دشمن كند، به غضب پروردگار گرفتار خواهد شد، مگر كسى كه به منظور حمله به دشمن و يا پيوستن به گروهى از سربازان تغيير مكان دهد".
بنا بر اين اگر اين دو آيه را در كنار هم قرار دهيم ثابت مىشود كه مسلمانان در آن روز مگر گروه كمى مرتكب خطاى بزرگى شدند، منتها بعدا
[١] و [٢] - تفسير المنار جلد ١٠ ص ٢٦٢ و ٢٦٣ و ٢٦٥