تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٠ - ١-" غزوه عبرتانگيز حنين"
سرزمينى در همان حدود، و هوازن نام يكى از قبائلى است كه در آن جنگ با مسلمانان درگير بودند).
اين" غزوه" از آنجا شروع شد كه بنا بگفته" ابن اثير" در كامل طايفه بزرگ" هوازن" هنگامى كه از فتح مكه با خبر شدند رئيسشان" مالك بن عوف" آنها را جمع كرد و به آنها گفت ممكن است" محمد" بعد از فتح مكه به جنگ با آنها برخيزد، و آنها گفتند پيش از آنكه او با ما نبرد كند صلاح در اين است كه ما پيش دستى كنيم.
هنگامى كه اين خبر به گوش پيامبر ص رسيد به مسلمانان دستور داد آماده حركت به سوى سرزمين هوازن شوند [١] گرچه در باره جريان اين جنگ و كليات آن در ميان مورخان تقريبا اختلافى نيست ولى در جزئيات آن روايات گوناگونى ديده مىشود كه كاملا متفق نيستند و ما آنچه را ذيلا به طور فشرده مىآوريم طبق روايتى است كه مرحوم" طبرسى" در" مجمع البيان" آورده است.
در آخر ماه رمضان يا در ماه شوال سنه هشتم هجرت بود كه رؤساى طايفه هوازن نزد مالك بن عوف جمع شدند و اموال و فرزندان و زنان خود را بهمراه آوردند تا به هنگام درگيرى با مسلمانان هيچكس فكر فرار در سر نپروراند و به اين ترتيب وارد سرزمين" اوطاس" شدند.
پيامبر ص پرچم بزرگ لشكر را بست و به دست على ع داد و تمام كسانى كه براى فتح مكه پرچمدار بخشى از لشكر اسلام بودند بدستور پيامبر با همان پرچم به سوى ميدان" حنين" حركت كردند. پيامبر مطلع شد كه" صفوان ابن امية" مقدار زيادى زره در اختيار دارد به نزد او فرستاد و يك صد زره به عنوان عاريت از او خواست،" صفوان" سؤال كرد براستى عاريه است يا غصب؟ پيامبر
[١]- كامل ابن اثير جلد ٢ صفحه ٢٦١