تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٢ - تفسير شدت عمل توأم با نرمش!
برسانيد" (فَإِذَا انْسَلَخَ، الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ) [١] سپس مىگويد:" آنها را بگيريد و اسير كنيد" (وَ خُذُوهُمْ).
" و آنها را در حلقه محاصره قرار دهيد" (وَ احْصُرُوهُمْ).
" و در كمين آنها در هر نقطهاى بنشينيد و راهها را بر آنها ببنديد" (وَ اقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ) [٢] در اينجا چهار دستور خشن در مورد آنها ديده مىشود:" بستن راهها، محاصره كردن، اسير ساختن، و بالآخره كشتن" و ظاهر اين است كه چهار موضوع به صورت يك امر تخييرى نيست، بلكه با در نظر گرفتن شرايط محيط و زمان و مكان و اشخاص مورد نظر، بايد هر يك از اين امور كه مناسب تشخيص داده شود، عملى گردد. اگر تنها با اسارت و محاصره كردن و بستن راه بر آنها در فشار كافى قرار گيرند از اين راه بايد وارد شد.
و اگر چارهاى جز قتل نبود كشتن آنها مجاز است.
اين شدت عمل به خاطر آن است كه برنامه اسلام ريشه كن ساختن بت پرستى از روى كره زمين بوده، و همانطور كه سابقا نيز اشاره كردهايم، مساله آزادى مذهبى، يعنى ترك اجبار پيروان مذاهب ديگر براى پذيرش اسلام، منحصر به اديان آسمانى و اهل كتاب مانند يهود و نصارى است، و شامل بت پرستان نمىشود، زيرا بت پرستى مذهب و آئين نيست كه محترم شمرده شود، بلكه انحطاط و خرافه و انحراف و بيمارى است كه به هر حال و به هر قيمت بايد ريشه كن گردد.
ولى اين شدت و خشونت نه به مفهوم اين است كه راه بازگشت به روى آنها بسته شده باشد، بلكه در هر حال و در هر لحظه بخواهند مىتوانند جهت خود را تغيير دهند، لذا بلافاصله اضافه مىكند:" اگر آنها توبه كنند و به سوى حق
[١]-" انسلخ" از ماده" انسلاخ" به معنى بيرون رفتن است، و اصل آن از" سلخ الشاة" يعنى پوست گوسفند را كند گرفته شده است.
[٢]-" مرصد" از ماده" رصد" به معنى راه و يا كمينگاه است.