تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٩ - توضيح و بررسى
ولى متاسفانه مانند ساير احاديثى كه از اينگونه است، مورد بىمهرى قرار گرفته، و جمعى تلاش و كوشش مىكنند آن را يا به كلى از ارزش بياندازند، و يا از اهميت آن بكاهند، و براى اين كار راههايى انتخاب كردهاند!.
١- گاهى مانند، نويسنده" المنار" از ميان احاديث مربوط به اين قسمت، تنها آن احاديثى را انتخاب كردهاند كه در باره نظارت ابو بكر بر مراسم حج سخن مىگويد، ولى در باره گرفتن سوره برائت از او و گفتارى كه پيغمبر ص در باره على ع فرمود سكوت اختيار كردهاند!.
در حالى كه سكوت قسمتى از احاديث از اين موضوع دليل بر آن نمىشود كه آن همه احاديث را كه در اين باره بحث مىكند ناديده بگيرند، روش تحقيقى ايجاب مىكند كه همه احاديث را مورد توجه قرار دهند، هر چند بر خلاف ميل و پيشداوريهاى آنها باشد.
٢- زمان ديگرى به تضعيف سند بعضى از احاديث مانند حديثى كه به" سماك" و" حنش" منتهى مىشود، پرداختهاند. (همانند همان مفسر مذكور).
در حالى كه اين حديث يك طريق و دو طريق ندارد، و راوى آن منحصر به" سماك" و" حنش" نيست، بلكه به طرق متعدد در كتب معتبر آنان آمده است.
٣- و زمانى به توجيههاى شگفتانگيزى در باره متن حديث پرداختهاند، مثل اينكه گفتهاند اگر پيامبر ص ماموريت ابلاغ سوره را به على ع داد، به خاطر اين بوده كه بنا به عادت عرب لغو پيمانها بايد به وسيله خود شخص يا يكى از خاندان او ابلاغ گردد.
در حالى كه اولا در طرق متعددى تصريح شده كه پيغمبر ص فرمود جبرئيل براى من اين دستور را آورده، و يا چنين ماموريتى پيدا كردهام.
ثانيا در بعضى از طرق اين احاديث كه در بالا ذكر شد مىخوانيم كه پيامبر ص