تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٢ - تفسير بيهودهگويان
و از آن عاجز گشته بودند، آنها به خوبى مىدانستند كه توانايى بر معارضه با قرآن ندارند، ولى از روى تعصب و كينهتوزى و يا براى اغفال مردم مىگفتند اين آيات مهم نيست ما هم مثل آن را مىتوانيم بياوريم اما هيچگاه نياوردند، اين يكى از منطقهاى نادرستشان بود كه با ادعاهاى تو خالى و بى اساس- مانند همه جباران تاريخ- سعى داشتند كاخ قدرتشان را چند روزى بر پا دارند.
" يا به عذاب دردناك (ديگرى) ما را گرفتار كن" (أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ).
اين سخن را به خاطر آن مىگفتند كه بر اثر شدت تعصب و لجاجت چنان مىپنداشتند كه آئين اسلام صد در صد بى اساس است و گرنه كسى كه احتمال حقانيت آن را مىدهد چنين نفرينى به خود نمىكند، اين احتمال نيز وجود دارد كه سركردگان مشركان براى اغفال مردم گاهى چنين سخنى را مىگفتند تا به افراد سادهلوح نشان دهند آئين محمد ص به كلى باطل است، در حالى كه در دلشان چنين نبود.
گويا مشركان در اين سخن مىخواستند اين مطلب را وانمود كنند كه تو در باره انبياى پيشين مىگويى خداوند دشمنانشان را گاهى به وسيله بارانى از سنگ مجازات كرد (همانند قوم لوط) اگر راست مىگويى تو نيز چنين كن! در" مجمع البيان" از امام صادق ع چنين نقل شده:" پس از آنكه پيامبر ص على ع را در غدير خم به خلافت منصوب كرد و فرمود:"
من كنت مولاه
تفسير نمونه ؛ ج٧ ؛ ص١٥٣