تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٢ - تفسير نه از نعمتش مغرور باش و نه از سلب نعمت مايوس!
و اما هنگامى كه براى امتحان روزى را بر او تنگ بگيرد، مايوس مىشود و مىگويد: پروردگارم مرا خوار كرده"! (وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ).
ياس سر تا پاى او را فرا مىگيرد، و از پروردگارش مىرنجد و ناخشنود مىشود، غافل از اينكه اينها همه وسائل آزمايش و امتحان او است، امتحانى كه رمز پرورش و تكامل انسان، و به دنبال آن سبب استحقاق ثواب، و در صورت مخالفت مايه استحقاق عذاب است.
اين دو آيه هشدار مىدهد كه نه اقبال نعمت دليل بر تقرب به خدا است، و نه ادبار نعمت دليل بر دورى از حق، اينها مواد مختلف امتحانى است كه خداوند طبق حكمتش هر گروهى را به چيزى آزمايش مىكند، اين انسانهاى كمظرفيتند كه گاه مغرور، و گاه مايوس مىشوند.
در آيه ٥١" فصلت" نيز آمده است: وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَى الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأى بِجانِبِهِ وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَرِيضٍ:" هنگامى كه نعمتى به انسان مىدهيم روى مىگرداند و با تكبر از حق دور مىشود، اما هنگامى كه مختصر ناراحتى به او برسد پيوسته دعا مىكند و بيتابى مىنمايد".
و در آيه ٩ سوره" هود" آمده است: وَ لَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْناها مِنْهُ إِنَّهُ لَيَؤُسٌ كَفُورٌ:" هر گاه ما به انسان رحمتى بچشانيم سپس از او بگيريم نوميد و ناسپاس مىشود".