تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٦ - تفسير دائما دگرگون مىشويد!
به سوى خداوند و كمال مطلق پيدا مىكند، نخست عالم دنيا، بعد جهان برزخ و سپس رستاخيز و حالات مختلف آن (توجه داشته باشيد كه" طبق" از ماده" مطابقه" به معنى قرار دادن چيزى فوق چيز ديگر است، و به معنى منازلى كه انسان در سير صعودى خود طى مىكند نيز آمده است).
٢- منظور حالاتى است كه انسان از هنگامى كه نطفه است تا موقع مرگ مىپيمايد كه بعضى آن را به سى و هفت حالت شماره كردهاند! ٣- منظور حالات مختلفى است كه انسان در زندگى دنيا از سلامت و بيمارى اندوه و سرور، غم و شادى، سختى و آسايش، صلح و جنگ مىپيمايد.
٤- منظور حالات و شدائد مختلفى است كه انسان در روز قيامت با آن رو به رو مىشود، تا از حساب فارغ گردد، و هر كس به سوى نتيجه كار خويش از بهشت و دوزخ برود.
٥- منظور حالاتى است كه در اقوام پيشين واقع شده، يعنى همان حوادث تلخ و شيرين، و انواع تكذيبها و انكارهاى مخالفان در اين امت نيز واقع مىشود اين معنى در روايتى از امام صادق ع نقل شده است.
البته جمع ميان اين تفسيرها مانعى ندارد و ممكن است آيه ناظر به همه اين دگرگونيها و تحولات و مراحلى باشد كه انسان در مسير زندگى خود آن را مىپيمايد.
بعضى مخاطب در اين آيه را شخص پيامبر ص دانسته، و آيه را اشاره به آسمانهايى مىدانند كه پيامبر ص در شب معراج از آنها گذشت، اما با توجه به اينكه" ب" در" لتركبن" ضمه دارد و معنى جمعى را مىرساند اين تفسير مناسب نيست، بخصوص اينكه در آيات سابق نيز مخاطب كل انسانها بودند.
به هر حال حدوث اين حالات، و عدم استقرار آدمى بر يك حالت، از يك سو دليل مخلوق بودن او، و نياز به خالق داشتن است، چرا كه هر متغيرى حادث،