تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٧ - تفسير دائما دگرگون مىشويد!
و هر حادثى خالقى مىخواهد، و از سوى ديگر دليلى است بر عدم پايدارى اين جهان، و از سوى سوم نشانهاى است بر حركت مستمر انسان به سوى ذات پروردگار و مساله معاد، همانگونه كه در آيات قبل آمده بود يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ.
با اينكه دلائل حق روشن و آشكار است هم دلائل توحيد و خداشناسى و هم دلائل معاد، هم آيات آفاقى كه در آفرينش شب و روز و ماه و خورشيد و نور و ظلمت و طلوع و غروب آفتاب و شفق، و تاريكى شب، و تكامل روشنى ماه نهفته است و هم آيات انفسى از لحظهاى كه نطفه در قرارگاه رحم جاى مىگيرد، و مراحل گوناگونى را يكى بعد از ديگرى طى كرده تا به اوج كمال خود در عالم جنين مىرسد، سپس از لحظه تولد تا مرگ مراحل ديگرى را مىپيمايد، با اين نشانههاى روشن چرا آنها ايمان نمىآورند؟!
" چرا هنگامى كه قرآن بر آنها خوانده مىشود در برابر آن خضوع نمىكنند"؟
(وَ إِذا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لا يَسْجُدُونَ).
قرآنى كه همچون آفتاب، خود دليل خويشتن است، نور اعجاز از جوانب مختلف آن مىدرخشد، و محتواى آن دليل روشنى است بر اينكه از سرچشمه وحى گرفته شده.
قرآنى كه هر ناظر بىطرف مىداند ممكن نيست زائيده مغز بشرى باشد،