ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٣٤ - بحث روايتى(رواياتى در ذيل برخى آيات گذشته از جمله يوم تبلى السرائر و أنه لقول فصل )
معناى امهال، يعنى مهلت دادن، و خلاصه هر دو لفظ به يك معنا است، اما اولى كه باب تفعيل است تدريج را مىرساند، و دومى كه از باب افعال است يكبارگى را. و كلمه رويد به معناى اندك است.
و معناى آيه اين است كه: وقتى مىبينى آنها كيد و حيلهگريهايى دارند، و من نيز حيلههايى دارم به عين آنچه آنها حيلهاش مىخوانند، و با در نظر داشتن اينكه خداى تعالى بر كار خود غالب و مسلط است ، پس تو منتظر عذاب آنان باش، و در باره آنان عجله مكن، كمى مهلتشان بده كه به زودى آنچه در تهديدشان وعده دادم خواهد آمد، چون هر آيندهاى نزديك است. و در اينكه اول تعبير فرمود به مهل- مهلت بده كه چون باب تفعيل است تدريج را مىرساند، و در نوبت دوم تعبير كرد به امهل كه گفتيم يكبارگى را مىرساند، و امهل را مقيد به قيد رويدا كرد، لطافتى است كه بر كسى پوشيده نيست[١].
بحث روايتى [ (رواياتى در ذيل برخى آيات گذشته از جمله(يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ) و أنه لقول فصل )]
در تفسير قمى در ذيل جمله(إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ) آمده كه منظور از حافظ ، ملائكه است[٢].
و در همان كتاب در ذيل آيه(خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ) آمده كه: منظور نطفه است، كه با قوت خارج مىشود. و در ذيل آيه(يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ) آمده: يعنى صلب مرد، و ترائب زن كه همان سينه او است[٣].
مؤلف: اين روايت صرفنظر از اينكه شخص امام را معرفى نكرده، و تنها گفته است:
فرمود ، و صرفنظر از اينكه سندش افتاده، خود مضمونش هم خالى از اشكال نيست.
و نيز در تفسير قمى در ذيل آيه(يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ) فرموده يعنى ظاهر مىشود از سريرهها [٤].
و در مجمع البيان آمده كه روايتى با حذف اواخر سند از ابى درداء رسيده كه گفت:
رسول خدا ٦ فرمود: خداى تعالى چهار چيز را براى خلقش ضمانت
[١] توضيح اينكه كلمه و فرمان مهل مربوط به سراپاى زندگى كفار است، كه گفتيم هر آيندهاى نزديك است، و فرمان امهل مربوط به تك تك تكذيبها و نافرمانيها و كارشكنىهاى آنان است، مترجم .
[٢] ( ٢ و ٣ و ٤) تفسير قمى، ج ٢، ص ٤١٥.
[٣] ( ٢ و ٣ و ٤) تفسير قمى، ج ٢، ص ٤١٥.
[٤] ( ٢ و ٣ و ٤) تفسير قمى، ج ٢، ص ٤١٥.