ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٨٣ - اقوال مفسرين در بيان مراد از مفردات و جملات اين آيات
برايشان فراهم ساخته بر سرشان بيايد.
اين بود آن معنايى كه گفتيم دقت در مجموع چهار آيه به دست مىدهد، و اين چهار آيه داراى سياقى واحد و متصل و اجزايش با هم سازگار است.
[اقوال مفسرين در بيان مراد از مفردات و جملات اين آيات]
ليكن مفسرين در مفردات اين چهار آيه اقوالى متفرق دارند: مثلا گفتهاند:[١] كتاب در جمله(إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ) به معناى مكتوب است، و مراد از آن نامههاى اعمال است. و بعضى[٢] گفتهاند: كتاب مصدر و به همان معناى مصدرى- كتابت- است، و در كلام مضافى است كه حذف شده، و تقدير كلام ان كتابة عمل الفجار لفى سجين- كتابت اعمال فجار در سجين است مىباشد.
و يا گفتهاند:[٣] فجار اعم است از تكذيبگران، پس شامل كفار و فساق هر دو مىشود.
و يا گفتهاند:[٤] مراد از سجين، طبقه هفتم زمين است، كه نامه فجار را آنجا مىگذارند. و بعضى[٥] گفتهاند: درهاى است در جهنم، و يا چاهى است در آنجا. و بعضى[٦] گفتهاند: اصلا كلمه سجين نام نامههاى اعمال فجار است. و بعضى گفتهاند: سجين اول نام جايى است كه نامه اعمال فجار را آنجا مىگذارند، و دومى نام نامه اعمال آنان است، و بعضى[٧] گفتهاند: نام كتابى است كه جامع همه نامههاى اعمال بد است، كه اعمال فجار از جن او انس در آن نوشته شده. و بعضى[٨] گفتهاند مراد از آن، خسارت و خوارى است، نظير اينكه وقتى بخواهند نهايت درجه سقوط كسى را برسانند مىگويند فلانى به حضيض رسيد. و بعضى[٩] گفتهاند: كلمه سجين بدل از كلمه سجيل است، كه لامش مبدل به نون شده است، هم چنان كه از جبرئيل تعبير مىكنند جبرين، و از اين قبيل سخنانى كه درباره مفردات آيات چهارگانه گفتهاند.
و همچنين سخنانى كه در باره جملات آن دارند، مثل اينكه گفتهاند:[١٠] جمله(كِتابٌ مَرْقُومٌ) بيان و تفسير سجين نيست، بلكه تفسير كتاب است كه در جمله(إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ)
[١] ( ١ و ٢ و ٣ و ٤) روح المعانى، ج ٣٠، ص ٧١.
[٢] ( ١ و ٢ و ٣ و ٤) روح المعانى، ج ٣٠، ص ٧١.
[٣] ( ١ و ٢ و ٣ و ٤) روح المعانى، ج ٣٠، ص ٧١.
[٤] ( ١ و ٢ و ٣ و ٤) روح المعانى، ج ٣٠، ص ٧١.
[٥] ( ٥ و ٦) مجمع البيان، ج ١٠، ص ٤٥٣.
[٦] ( ٥ و ٦) مجمع البيان، ج ١٠، ص ٤٥٣.
[٧] روح المعانى، ج ٣٠، ص ٧١.
[٨] الجامع لاحكام القرآن، ج ١٠، ص ٢٥٨.
[٩] تفسير روح المعانى، ج ٣٠، ص ٧٢.
[١٠] مجمع البيان، ج ١٠، ص ٤٥٣.