ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٠٣ - بحث روايتى(رواياتى در باره الهام فجور و تقوى، جبر و اختيار، اشقاى اولين و اشقاى آخرين)
آيه مورد بحث قريب المعناى با آيه زير است كه مىفرمايد:(لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ)[١].
بعضى[٢] گفتهاند: ضمير در لا يخاف- نمىترسد به همان فرد اشقاى ثمود- قدار بن سالف- بر مىگردد، و معنايش اين است كه كشنده ناقه از عاقبت وخيم عمل خود نمىترسد.
بعضى[٣] ديگر گفتهاند: ضمير در لا يخاف به صالح (ع) و ضمير در عقبيها به دمدمه بر مىگردد، و معنايش اين است كه صالح از عاقبت دمدمه آن قوم نمىترسيد، براى اينكه به نجات خود اطمينان داشت، و وجه ضعف اين دو قول روشن است.
بحث روايتى [ (رواياتى در باره الهام فجور و تقوى، جبر و اختيار، اشقاى اولين و اشقاى آخرين)]
در تفسير قمى در ذيل آيه(وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها) آمده كه: يعنى آن را بيافريد و صورتگرى كرد [٤].
و در مجمع البيان آمده: از زراره و محمد بن مسلم و حمران روايت شده كه از امام باقر و امام صادق ٨ نقل كردهاند كه در تفسير آيه(فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها) فرمودهاند: يعنى براى او بيان كرده كه چه كارهايى مىكند و چه كارهايى نمىكند، و در تفسير آيه(قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها) فرمودند: يعنى رستگار شد هر كس اطاعت كرد(وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها)، و نوميد و زيانكار شد هر كس كه معصيت كرد[٥].
و در الدر المنثور است كه احمد، مسلم، ابن جرير، ابن منذر، و ابن مردويه از عمران بن حصين روايت كردهاند كه گفت: مردى به رسول خدا ٦ عرضه داشت: يا رسول اللَّه آيا به نظر شما آنچه امروز مردم مىكنند و در باره آن رنج مىكشند چيزى است كه خداى تعالى قبلا قضايش را رانده، و از پيش مقدرش كرده؟ و همچنين آنچه بعدا براى مردم پيش مىآيد و رفتارى كه با پيامبر خود مىكنند، و با همان رفتار حجت بر آنان تمام مىشود، همه اينها از پيش مقدر شده؟ فرمود: بله سرنوشتى است كه از پيش تعيين شده. مرد
[١] هيچ كس بر كار او نمىتواند خرده بگيرد ولى در كارهاى آنها جاى سؤال و ايراد است. سوره انبياء، آيه ٢٣.
[٢] ( ٢ و ٣) مجمع البيان، ج ١٠، ص ٤٩٩.
[٣] ( ٢ و ٣) مجمع البيان، ج ١٠، ص ٤٩٩.
[٤] تفسير قمى، ج ٢، ص ٤٢٤.
[٥] مجمع البيان، ج ١٠، ص ٤٩٨.