ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٣٢ - وجه تسميه قيامت به يوم تبلى السرائر
و اگر به آوردن ضمير اكتفاء كرد، و با اينكه مقام، مقام اظهار بود نام مقدس اللَّه را ذكر نكرد، براى اين بود كه از شدت ظهور فرقى ميان اظهار و اضمار نبود، نظير كلمه خلق كه مجهول آورده شد.
و معناى عبارت اين است كه: آن كسى كه انسان را از آبى به چنين صفت آفريده قادر بر اعاده او و زنده كردنش بعد از مرگ، و اعاده بدنى مثل بدن دنيائيش هست، چون قدرت بر هر چيز قدرت بر مثل آن نيز هست، و اين قاعده معروف و مسلم است كه حكم امثال در آنچه شده و آنچه نشده يكسان است.
[وجه تسميه قيامت به (يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ) ]
(يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ) كلمه يوم ظرف است براى رجع، و سريره عبارت است از هر چيزى كه انسان در دل خود پنهان مىكند، و كلمه بلاء كه فعل تبلى مشتق از آن است به معناى آزمايش و نيز شناسايى و كشف نهانىها است.
در نتيجه معناى آيه اين است كه: رجع در روزى است كه آنچه از عقايد و آثار اعمال كه انسانها پنهان كرده بودند، چه خيرش و چه شرش به مورد آزمايش و شناسايى قرار مىگيرد، و زرگر اعمال و عقايد آنها را در بوته زرگرى خود مىآزمايد، تا معلوم شود كدام صالح و كدام فاسد بوده و كدام خالص و كدام داراى ناخالصى و عيار است و بر طبق آن صاحبش را جزا مىدهد، پس آيه مورد بحث در معناى آيه زير است:(إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ)[١].
(فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ) يعنى نه خودش نيرويى دارد تا عذاب خدا را از خود دفع كند، و نه ياورى دارد كه او از وى دفاع كند، و خلاصه در روز رجع براى هيچ كس هيچ قدرتى نيست، نه از ناحيه خودش، و نه از ناحيه ديگران.
(وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ) اين دو جمله دو سوگند است بعد از سوگندهاى اول سوره، تا امر قيامت و بازگشت به سوى خداى تعالى را تاكيد كند، و مراد از آسمان صاحب رجع ، همين تحولاتى است كه در آسمان براى ما محسوس است، ستارگان و اجرامى در يك طرف آن غروب و از طرف ديگر
[١] اگر اظهار كنيد آنچه در باطن داريد، و اگر پنهانش سازيد، خداى تعالى طبق همان به حساب شما مىرسد. سوره بقره، آيه ٢٨٤.