ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٨٢ - بيان موقعيت پيامبر
(حَتَّى إِذا رَأَوْا ما يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ ناصِراً وَ أَقَلُّ عَدَداً) كلمه حتى دلالت دارد بر معنايى كه مدخول حتى غايت آن معناست، و از مدخول حتى يعنى جمله(إِذا رَأَوْا ...) به دست مىآيد كه مشركين در صدد استضعاف رسول خدا ٦ بودند، و ياوران آن جناب- يعنى مؤمنين- را ضعيف مىشمردند، و عدد آنها را اندك مىدانستند، پس اين كلام دلالت دارد بر معنايى كه از كلام حذف شده، و كلام غايت آن را بيان مىكند، مثلا چنين بوده كه كفار همواره تو را استضعاف مىكردند و يارانت را ضعيف و اندك مىشمردند و مىشمردند، تا اينكه عذاب خدا را ديدند ... .
و منظور از جمله آنچه وعده داده شدهاند آتش جهنم است، چون عذاب موعود در آيه همان است، و آيه شريفه جزو كلام خداى تعالى و خطابى است كه به رسول گرامى خود كرده، و اگر جزو كلام رسول ٦ بود، با در نظر گرفتن اينكه در اول آيه فرمود: قل- بگو بايد فرموده باشد حتى اذا رأيتم ما توعدون فستعلمون ...- تا روزى كه شما مشركين وعده خدا را ببينيد آن وقت مىفهميد ... .
(قُلْ إِنْ أَدْرِي أَ قَرِيبٌ ما تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَداً) كلمه امد به معناى غايت است، و آيه شريفه به منزله پيشگيرى از يك توهمى است كه حال مشركين اقتضاى آن را دارد، گويا وقتى تهديد را شنيدهاند پرسيدهاند: اين تهديد چه روزى به وقوع مىپيوندد؟ در پاسخ به ايشان فرموده: بگو من نمىدانم نزديك است يا دور ...
(عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً) يعنى احدى را بر غيب خود اظهار نمىكند، و اظهار كسى بر هر چيز به معناى آن است كه او را در رسيدن به آن چيز كمك كنى و او را بر آن مسلط سازى. مىفرمايد: من كسى را براى احاطه به غيب خودم كمك نمىكنم، و بر غيب خود مسلط نمىسازم. و كلمه عالم الغيب خبرى است براى مبتدايى كه حذف شده، و تقدير كلام هو عالم الغيب است، و مفاد كلمه به كمك سياق اين است كه مىخواهد بفهماند علم غيب مختص به خداى تعالى است، و علم او ظاهر و باطن سراسر عالم را فرا گرفته، و به همين جهت براى نوبت دوم غيب را به خودش نسبت داد و فرمود: كسى را بر غيب خود مسلط نمىكند، و نفرمود: كسى را بر آن مسلط نمىكند تا اختصاص را برساند، و گر نه نمىرسانيد.
و معناى آيه اين است كه: خداى تعالى عالم به تمامى غيبها است، آن هم به علمى كه اختصاص به خودش دارد، پس هيچ كس از مردم را به غيب خود كه مختص به