ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥١٧ - بحث روايتى(رواياتى در باره نزول آيات فأما من أعطى و اتقى در شان ابو دحداح و روايتى در باره اينكه هدايت كننده خدا است) ٥
معناى وجه اللَّه تعالى و در معناى اسم اعلى بحث كرديم.
(وَ لَسَوْفَ يَرْضى) يعنى و هر آينه او- همان مرد اتقى- به زودى با دريافت اجر جزيل و پاداش حسن و جميلى كه پروردگارش به او مىدهد خشنود مىگردد.
در اين آيه خداى تعالى را با دو صفت رب و اعلى ستوده، تا اشاره كرده باشد به اينكه آنچه به عنوان جزا به او مىدهند كه بزرگترين جزا و گرانقدرترين است، به مقتضاى ربوبيت خداى تعالى و تناسب با بلندى مقام او است، (نه متناسب با عمل بنده) و از اينجا وجه التفات در آيه قبلى روشن مىشود، در آيه فانذرتكم خداى تعالى متكلم بود، و در آيه قبلى غايب فرض شده، تا به دو وصف رب و اعلى متصف گردد.
بحث روايتى [ (رواياتى در باره نزول آيات:(فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَ اتَّقى ...) در شان ابو دحداح و روايتى در باره اينكه هدايت كننده خدا است) ٥]
در كافى به سند خود از محمد بن مسلم روايت كرده كه گفت: از امام باقر (ع) معناى آيه(وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى)، و آيه(وَ النَّجْمِ إِذا هَوى) و آيات نظائر اين دو را كه در آنها به حقايق تكوينى سوگند ياد شده پرسيدم و عرضه داشتم آيا ما نيز مىتوانيم مثلا به خورشيد و ستاره سوگند بخوريم؟ فرمود: خداى تعالى مىتواند به هر يك از مخلوقاتش سوگند ياد كند، ولى بندگانش نمىتوانند به غير او سوگند بخورند[١].
مؤلف: اين روايت را مرحوم صدوق هم به سند خود از على بن مهزيار از ابو جعفر دوم امام جواد (ع) نقل كرده[٢]. و در تفسير قمى در ذيل آيه(وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى) آمده كه امام درباره معنايش فرمود: سوگند به شب وقتى كه روز را مىپوشاند[٣].
و از حميرى نقل شده كه در قرب الاسناد از احمد بن محمد، از احمد بن محمد بن ابى نصر، از ابى الحسن رضا (ع) روايت كرده كه گفت: از آن جناب شنيدم در تفسير آيه(وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى) مىفرمود: مردى در حياط خانه مسلمانى درخت خرمايى داشت، و به همين بهانه باعث زحمت صاحب خانه مىشد، صاحب خانه نزد رسول خدا ٦ شكايت كرد، حضرت، صاحب درخت را خواست وقتى آمد
[١] فروع كافى، ج ٧، ص ٤٤٩، ح ١.
[٢] من لا يحضره الفقيه، ج ٣، ص ٢٣٩، ح ٥١.
[٣] تفسير قمى، ج ٢، ص ٤٢٥.