ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٧٤ - بحث روايتى(رواياتى در ذيل علمت نفس ما قدمت و أخرت ، و إن عليكم لحافظين و و الأمر يومئذ لله )
در آن روز هيچ انسانى مالك چيزى براى ديگرى نيست. و يا به عبارتى ديگر نمىتواند براى ديگران كارى بكند، شرى را دفع و يا خيرى را جلب نمايد، و اين با آيات شفاعت منافات ندارد، چون شفاعت به اذن خدا انجام مىشود، و در نتيجه باز خود خدا مالك است، نه شخص شفيع.
و معناى جمله(وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ) اين است كه: در آن روز مالك، تنها و تنها خدا است، و غير او كمترين سهمى از مالكيت ندارد.
و مراد از كلمه امر - به طورى كه گفتهاند[١]- مفرد كلمه اوامر است، يعنى تنها او است كه دستور مىدهد، چون در جاى ديگر نيز فرموده:(لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ)[٢]، پس منظور از اين كلمه به معناى مقابل نهى است، و اينكه بعضى[٣] آن را به معناى شان گرفتهاند با مقام آيه نمىسازد.
بحث روايتى [ (رواياتى در ذيل(عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ)،(وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ) و(وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ))]
در تفسير قمى در ذيل آيه(وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ) فرموده: يعنى قبرها شكافته مىشود، و مردگان بيرون مىآيند[٤].
و در الدر المنثور است كه حاكم (وى حديث را صحيح دانسته) از حذيفه روايت آورده كه گفت رسول خدا ٦ فرمود: هر كس سنت خيرى را باب كند، و خودش به آن عمل نمايد، هم اجر عمل خود را دارد و هم مثل اجرهاى پيروانش را، بدون اينكه از اجر پيروانش كم شود، و هر كس سنت شرى را باب كند، و خودش به آن عمل كند، هم وبال عمل خود را دارد، و هم مثل وبالى كه پيروانش دارند، بدون اينكه از وبال پيروان چيزى كم شود، حذيفه بعد از نقل اين كلام، آيه(عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ) را تلاوت كرد[٥].
[١] روح المعانى، ج ٣٠، ص ٦٦.
[٢] سلطنت و مصدريت امر و دستور، تنها از آن خدا است. سوره مؤمن، آيه ١٦.
[٣] روح المعانى، ج ٣٠، ص ٦٧.
[٤] تفسير قمى، ج ٢، ص ٤٠٩.
[٥] الدر المنثور، ج ٦، ص ٣٢١.