ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٧١ - بحث روايتى(رواياتى در ذيل برخى آيات گذشته نفس لوامه، و جدان، و )
نمىتواند آن را ببندد، و خداى تعالى آن را از باطنش به ظاهرش سرايت مىدهد[١].
و در مجمع البيان است كه عياشى به سند خود از محمد بن مسلم از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: اين به چه كار شما مىآيد كه اظهار خوبيها نموده بديهاى خود را پنهان بداريد، آيا جز اين است كه وقتى به و جدان خود مراجعه مىكنيد خودتان مىفهميد كه چنين واجد خوبيها و فاقد بديها نيستيد؟ آرى حتما مىيابيد، چون خداى تعالى فرموده:(بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ) وقتى باطن آدمى اصلاح شد ظاهرش نيرومند مىگردد[٢].
مؤلف: اين روايت را كلينى هم در اصول كافى به سند خود از فضل ابى العباس از آن حضرت روايت كرده[٣].
و در همان كتاب از عياشى از زراره روايت كرده كه گفت: از امام صادق (ع) پرسيدم: حد آن مرضى كه بيمار روزه را مىخورد چيست؟ در پاسخ من اين آيه را تلاوت كردند:(بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ)، و فرمودند: خود انسان بهتر مىداند كه چه وقت طاقتش تمام مىشود، و تا چه حدى طاقت تحمل مرض و روزه را دارد[٤].
مؤلف: اين روايت را صاحب فقيه هم آورده[٥].
[١] اصول كافى، ج ٢، باب ١١٦، ص ٢٩٤، ح ٦.
[٢] مجمع البيان، ج ١٠، ص ٣٩٦، چاپ بيروت.
[٣] اصول كافى، ج ٢، ص ٢٢٣، حديث ١١.
[٤] مجمع البيان، ج ١٠، ص ٣٩٦.
[٥] من لا يحضره الفقيه، ج ٢، كتاب الصوم، ص ١٣٢، ط جامعه مدرسين.