ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٤١ - مظاهر تدبير الهى خلقت، تسويه، تقدير، هدايت و
صادق نباشد، كلمه را بر معناى اصليش باقى نگذارد، و آن را تاويل نمايد مانند (وَ جاءَ رَبُّكَ)- پروردگار تو آمد كه حتما بايد تاويل شود، و اگر كلمهاى است كه جز در مورد خداى تعالى اطلاق نمىشود، مانند كلمه اللَّه بايد آن را بر غير خداى تعالى اطلاق نكند، و در جاهاى نامناسب از قبيل مستراح آن را به زبان نياورد، و به همين قياس رعايت ادب را در باره اسم خدا بنمايد.
و ليكن معنايى كه ما ارائه داديم هم عمومىتر و وسيعتر است، و هم با سياق آيات بعدى كه مىفرمايد:(سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى) و(نُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرى فَذَكِّرْ) مناسبتر است، چون سياق اين آيات سياق تحريك و تشويق به تبليغ رسالت، و تذكر دادن و بيدار كردن مردم است، و لذا نخست دستور مىدهد كه آن جناب كلام خود را اصلاح كند و از هر چيزى كه بويى از شرك جلى و يا شرك خفى دارد پاك نمايد، و اسم پروردگارش را منزه بدارد، و در مرحله دوم او را وعده مىدهد به اينكه آن قدر وحى را برايش بخواند كه ديگر چيزى از آن را فراموش نكند، و در مرحله سوم وعدهاش مىدهد كه طريقه تبليغ را بر او آسان سازد، و در آخر دستور مىدهد مردم را تذكر دهد و تبليغ كند، (دقت بفرماييد).
[مظاهر تدبير الهى: خلقت، تسويه، تقدير، هدايت و ...]
(الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى) خلقت هر چيزى به معناى گردآورى اجزاى آن است، و تسويهاش به معناى روى هم نهادن آن اجزا به نحوى است كه هر جزئى در جايى قرار گيرد كه جايى بهتر از آن برايش تصور نشود، و علاوه بر آن جايى قرار گيرد كه اثر مطلوب را از هر جاى ديگرى بهتر بدهد، مثلا در مورد انسان چشم را در جايى و گوش را در جايى و هر عضو ديگر را در جايى قرار دهد كه بهتر از آن تصور نشود، و حقش ادا شود.
و اين دو كلمه يعنى خلقت و تسويه هر چند در آيه شريفه مطلق آمده، ليكن تنها شامل مخلوقاتى مىشود كه يا در آن تركيب باشد، و يا شايبهاى از تركيب داشته باشد، و آيه مورد بحث تا چهار آيه بعد در مقام توصيف تدبير الهى است، و اين خود برهانى است بر ربوبيت مطلقه او.
(وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى) يعنى آنچه را خلق كرده با اندازه مخصوص و حدود معين خلق كرده، هم در ذاتش و هم در صفاتش و هم در كارش، و نيز آن را با جهازى مجهز كرده كه با آن اندازهها متناسب باشد، و بوسيله همان جهاز او را به سوى آنچه تقدير كرده هدايت فرموده، پس هر موجودى به سوى آنچه برايش مقدر شده و با هدايتى ربانى و تكوينى در حركت است، مانند طفل كه از