ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٦٤ - بحث روايتى(رواياتى در بيان برخى آيات گذشته)
بيرون آوريم.
(وَ جَنَّاتٍ أَلْفافاً) اين جمله عطف است بر كلمه حبا ، و جنات الفاف به معناى درختان انبوه و در هم فرو رفته است.
بعضى[١] گفتهاند: كلمه الفاف جمعى است كه از ماده خودش مفرد ندارد.
بحث روايتى [ (رواياتى در بيان برخى آيات گذشته)]
در بعضى از روايات آمده كه منظور از نبا عظيم على (ع) است. ولى اين از باب بطن قرآن است، نه تفسير لفظ آيه[٢].
و از خصال از عكرمه از ابن عباس روايت شده كه گفت: (روزى) ابو بكر به رسول خدا ٦ عرضه داشت يا رسول اللَّه! چقدر زود مويت سپيد شد؟ فرمود:
موى مرا سوره هود و واقعه و مرسلات و عم يتساءلون سپيد كرد[٣].
و در تفسير قمى در ذيل آيه(أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً) آمده كه: زمين گهوارهاى است كه بشريت در آن پرورش مىيابد،(وَ الْجِبالَ أَوْتاداً) يعنى ميخهاى زمين[٤].
و در نهج البلاغه فرموده: وتد بالصخور ميدان أرضه [٥].
و در تفسير قمى در ذيل آيه(وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِباساً) آمده كه شب جامهاى است بر روى روز[٦].
مؤلف: شايد مراد اين باشد كه شب جامهاى است بر روى آنچه در روز پيدا است و آن را مىپوشاند.
و باز در همان كتاب است كه در معناى آيه(وَ جَعَلْنا سِراجاً وَهَّاجاً) فرموده: منظور
[١] روح المعانى، ج ٣٠، ص ١١.
[٢] اصول كافى، ج ١، ص ١٦١.
[٣] خصال، ج ١، ص ١٩٩.
[٤] تفسير قمى، ج ٢، ص ٤٠١.
[٥] با صخرههاى كوه پيكر، زمين را ميخكوب كرد، تا نوسان نكند. نهج البلاغه صبحى صالح، خطبه ١، ص ٣٩.
[٦] تفسير قمى، ج ٢، ص ٤٠١.