ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٦٣٨ - اقوال مختلف در باره مراد از كوثر و بيان شواهد دال بر اينكه مراد از آن ذريه پيامبر
نوبت نازل شده باشد يكى در مكه و بار ديگر در مدينه.
(إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ) در مجمع البيان مىگويد: كلمه كوثر بر وزن فوعل به معناى چيزى است كه شانش آن است كه كثير باشد، و كوثر به معناى خير كثير است[١].
[اقوال مختلف در باره مراد از كوثر و بيان شواهد دال بر اينكه مراد از آن ذريه پيامبر ٦ يعنى فرزندان فاطمه ٣ است]
ولى مفسرين در تفسير كوثر و اينكه كوثر چيست اختلافى عجيب كردهاند: بعضى[٢] گفتهاند: خير كثير است. و بعضى معانى ديگرى كردهاند كه فهرستوار از نظر خواننده مىگذرد:
١- نهرى است در بهشت. ٢- حوض خاص رسول خدا ٦ در بهشت و يا در محشر است. ٣- اولاد رسول خدا ٦ است. ٤- اصحاب و پيروان آن جناب تا روز قيامت است. ٥- علماى امت او است. ٦- قرآن و فضائل بسيار آن.
٧- مقام نبوت است. ٨- تيسير قرآن و تخفيف شرايع و احكام است. ٩- اسلام است. ١٠- توحيد است. ١١- علم و حكمت است. ١٢- فضائل رسول خدا ٦ است.
١٣- مقام محمود است. ١٤- نور قلب شريف رسول خدا ٦ است[٣]. و از اين قبيل اقوالى ديگر كه به طورى كه از بعضى[٤] از مفسرين نقل شده بالغ بر بيست و شش قول است.
صاحبان دو قول اول استدلال كردهاند به بعضى روايات، و اما باقى اقوال هيچ دليلى ندارند به جز تحكم و بى دليل حرف زدن، و به هر حال اينكه در آخر سوره فرمود:(إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ) با در نظر گرفتن اينكه كلمه ابتر در ظاهر به معناى اجاق كور است، و نيز با در نظر گرفتن اينكه جمله مذكور از باب قصر قلب است، چنين به دست مىآيد كه منظور از كوثر، تنها و تنها كثرت ذريهاى است كه خداى تعالى به آن جناب ارزانى داشته، (و بركتى است كه در نسل آن جناب قرار داده)، و يا مراد هم خير كثير است و هم كثرت ذريه، چيزى كه هست كثرت ذريه يكى از مصاديق خير كثير است، و اگر مراد مساله ذريه به استقلال و يا به طور ضمنى نبود، آوردن كلمه ان در جمله (إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ) فايدهاى نداشت، زيرا كلمه ان علاوه بر تحقيق، تعليل را هم مىرساند و معنا ندارد بفرمايد ما به تو حوض داديم، چون كه بدگوى تو اجاق كور است و يا بى خبر است.
[١] مجمع البيان، ج ١٠، ص ٥٤٨.
[٢] روح المعانى، ج ٣٠، ص ٢٤٥.
[٣] ( ٣ و ٤) روح المعانى، ج ٣٠، ص ٢٤٤ و ٢٤٥.
[٤] ( ٣ و ٤) روح المعانى، ج ٣٠، ص ٢٤٤ و ٢٤٥.