ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٦ - بحث روايتى(رواياتى در ذيل برخى آيات گذشته)
و در تفسير قمى در ذيل آيه(كَلَّا إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِمَّا يَعْلَمُونَ) از معصوم نقل كرده كه فرمود: يعنى از نطفه و سپس علقه. و در معناى جمله(فَلا أُقْسِمُ) فرمود: يعنى اقسم . و در معناى جمله(بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ) فرمود: يعنى مشرقهاى زمستانى، و مشرقهاى تابستانى، مغربهاى زمستانى و مغربهاى تابستانى[١].
و در كتاب معانى به سند خود از عبد اللَّه بن ابى حماد، و او بدون ذكر سندى كه تا امير المؤمنين برسد، از آن جناب روايت كرده كه فرمود: خورشيد سيصد و شصت مشرق و سيصد و شصت مغرب دارد، از آن نقطهاى كه امروز طلوع كرده ديگر طلوع نمىكند تا سال بعد در همان روز[٢].
و در تفسير قمى در ذيل جمله(يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ سِراعاً) فرمود: يعنى از قبر.
و در معناى جمله(كَأَنَّهُمْ إِلى نُصُبٍ يُوفِضُونَ) فرمود: يعنى به طرف دعوت كنندگان مىروند و صدا مىزنند. و در معناى(تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ) فرمود: يعنى دچار ذلت مىشوند[٣].
[١] تفسير قمى، ج ٢، ص ٣٨٦.
[٢] معانى الاخبار، ص ٢٢١.
[٣] تفسير قمى، ج ٢، ص ٣٨٧.