ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٩٨ - وجه اينكه در آيه و السماء و ما بناها از بانى آسمانى تعبير به ما شده است
ندارد، بلكه زمين و موجودات روى آن را فرا مىگيرد.
در اينجا سؤالى پيش مىآيد، كه چرا در آيه قبل روشن شدن زمين را با صيغه ماضى تعبير كرد، و فرمود: جلاها و در اين آيه مساله فرا گرفتن شب در روى زمين را با صيغه مضارع تعبير كرده، آنجا فرموده:(وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها)، و اينجا مىفرمايد:(وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها)، با اينكه ممكن بود بفرمايد و الليل اذا غشيها ، و يا در آنجا بفرمايد: و النهار اذا يجليها ؟.
پاسخ اين سؤال اين است كه: با اين تعبير خواست بر حال حاضر دلالت كند، و اشاره كند به اينكه در ايام نزول آيه كه آغاز ظهور دعوت اسلامى بوده، تاريكى فجور زمين را پوشانده بود، قبلا هم گفتيم كه بايد بين قسم و مطلبى كه برايش قسم مىخورند نوعى تناسب و ارتباط باشد، و اگر فرموده بود: و الليل اذا غشيها سخن از تاريكى رانده بود، ولى به تاريكى جهل و فسق حال حاضر اشاره نشده بود، جواب ديگرى كه مىتوان داد اين است كه به منظور رعايت فواصل فرمود: يغشيها [١].
[وجه اينكه در آيه:(وَ السَّماءِ وَ ما بَناها) از بانى آسمانى تعبير به ما شده است]
(وَ السَّماءِ وَ ما بَناها وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها) كلمه طحو كه مصدر فعل طحى است به معناى گستردن است، و كلمه ما در جمله(وَ ما بَناها)، و در جمله(وَ ما طَحاها) موصوله است، و فاعل بنيها و طحيها خداى سبحان است، و اگر از حضرتش تعبير به ما- چيزى كه كرد با اينكه بايد تعبير به من- كسى كه كرده باشد، براى اين بود كه نكتهاى مهمتر را افاده كند، و آن بزرگ جلوه دادن و شگفتى انگيختن است، و معنايش اين است كه سوگند مىخورم به آسمان و آن چيز قوى عجيبى كه آن را بنا كرده و سوگند مىخورم به زمين و آن چيز نيرومند و شگفتآور كه آن را گسترده.
ولى بعضى[٢] از مفسرين كلمه ما را مصدريه گرفته، آيه را چنين معنا كردهاند.
سوگند به آسمان و بناى آن، و سوگند به زمين و گستردگيش. ليكن سياق آيات- با در نظر گرفتن اينكه آيه(وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها) در آن قرار دارد- با اين نظريه سازگار نيست.
(وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها) يعنى سوگند مىخورم به نفس، و آن چيز نيرومند و دانا و حكيمى كه آن را اين چنين
[١] و ليكن اين جواب به نظر تمام نمىرسد چون اگر فرموده بود و الليل اذا غشيها نيز رعايت فواصل شده بود، و بلكه بهتر رعايت شده بود، چون آيه قبلى هم با فعل ماضى جلاها ضم شده، مترجم .
[٢] روح المعانى، ج ٣٠، ص ١٤٢.