ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٤٩ - معناى اينكه شقى دوزخى در آتش نه مىميرد و نه زنده مىشود، و مراد از تزكى در قد أفلح من تزكى
(ثُمَّ لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى) كلمه ثم كه براى تاخر چيزى از چيز ديگر استعمال مىشود، در اينجا براى تاخر رتبى كلام است، و مراد از نمردن و زنده نشدن در آتش اين است كه: بفهماند تا ابد كسى از آن نجات نمىيابد، چون نجات به معناى قطع شدن عذاب به يكى از دو راه است، يا اينكه شخص معذب بميرد و هستيش فانى شود، و يا زندگى شقا و بدبختيش را مبدل به سعادت و عذابش را مبدل براحتى كند. پس منظور از حيات در خصوص اين آيه حيات طيبه و سعادتمندانه است، و آيه شريفه نظير تعبيرى است كه خود ما در باره بيمارمان مىگوييم نه زنده است كه آدم اميدى به وى داشته باشد، و نه مرده كه اميدش قطع شود و فراموش گردد.
[معناى اينكه شقى دوزخى در آتش نه مىميرد و نه زنده مىشود، و مراد از تزكى در:(قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى)]
(قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى) كلمه تزكى به معناى در پى پاك شدن است، و در اينجا منظور پاك شدن از لوث تعلقات مادى دنيوى است كه آدمى را از امر آخرت منصرف و مشغول مىكند به دليل اينكه دنبالش فرموده:(بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا ...) و نيز منظور از تزكى برگشتن به خداى تعالى و توبه كردن است، چون يكى از وسايل كه دل انسان را از فرورفتگى در ماديات حفظ مىكند توبه است، و نيز انفاق در راه خدا است كه باز دل را از لوث تعلقات مالى پاك مىكند، و حتى اگر دستور دادهاند، در حقيقت خواستهاند طهارت از قذارتهايى كه صورت و دست و پاى انسان در اشتغال به امور دنيا به خود مىگيرد مجسم و ممثل كرده باشند.
(وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى)- ظاهرا مراد از ذكر نام خدا ، ذكر زبانى و مراد از صلاة همان نماز معمولى و توجه خاص عبودى است كه در اسلام تشريع شده.
و اين دو آيه به حسب ظاهر مدلولى كه دارند نسبت به همه مصاديق طهارت كه برايت شمرديم عموميت دارد، ولى از نظر روايات وارده از ائمه اهل بيت : تنها در باره زكات فطره و نماز عيد نازل شده، روايات وارده از طرق اهل سنت هم همين را مىگويد.
(بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا) مصدر ايثار كه فعل تؤثرون از آن مشتق است به معناى برگزيدن و انتخاب كردن و ترجيح دادن است. در اين آيه از مطلب قبلى اعراض و خطاب را به عموم بشر نموده، مىفرمايد حقيقت همان است كه گفتيم كه رستگارى در تزكى و ياد پروردگار است، و ليكن شما انسانها در پى پاك شدن نيستيد، و بر اساس دعوتى كه طبع بشرى شما دارد شما را به تعلق تام به دنيا و اشتغال به تعمير آن و ترجيح آن بر زندگى آخرت مىخواند.