ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٣٥ - بحث روايتى(رواياتى در ذيل برخى آيات گذشته از جمله يوم تبلى السرائر و أنه لقول فصل )
كرده، كه هدر نرود، و آن اثر نماز و زكات و روزه رمضان و غسل جنابت است، و همين است سرائرى كه خداى تعالى دربارهاش فرمود:(يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ)[١].
مؤلف: و شايد اين از قبيل ذكر بعضى از مصاديق است، هم چنان كه روايت بعدى اين احتمال را تاييد مىكند.
و در همان كتاب از معاذ بن جبل روايت شده كه گفت: از رسول خدا ٦ پرسيدم: منظور از اين سرائر كه خداى تعالى بندگان خود را با آن ابتلاء مىكند چيست؟ فرمود: سرائر شما همان اعمال شما است از نماز و روزه و زكات و وضو و غسل جنابت، و هر واجب ديگر (پس ذكر شدههاى در روايت قبلى عنوان مثال را دارد)، براى اينكه همه اعمال شما سرائر و پنهانى است، چون هر كسى مىتواند بگويد نماز خواندهام در حالى كه نخوانده باشد، و اگر بخواهد مىتواند بگويد وضو گرفتهام در حالى كه نگرفته باشد، پس همه اعمال شما نزد خدا محفوظ و خدا ضامن آن است، و روز(تُبْلَى السَّرائِرُ) واقعيت آنها آشكار مىگردد[٢].
و در تفسير قمى در ذيل آيه(فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ) آمده: يعنى هيچ نيرويى ندارد كه با آن به سوى خالقش نزديك شود، و هيچ ناصرى ندارد كه اگر خدا عذاب او را بخواهد او را يارى كند[٣].
و باز در همان كتاب است كه در ذيل جمله(وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ) فرمود: يعنى داراى باران و(وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ) يعنى داراى گياه[٤].
و در مجمع البيان در ذيل جمله(إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ) آمده يعنى قرآن بين حق و باطل را از راه روشنگرى هر يك جدايى مىاندازد، و اين معنا از امام صادق (ع) روايت شده[٥].
و در الدر المنثور است كه ابن ابى شيبه، دارمى، ترمذى، محمد بن نصر، و ابن انبارى (در كتاب مصاحف)، از حارث اعور روايت كردهاند كه گفت: داخل مسجد شدم و ديدم كه مردم دچار ورطه بگومگوها شدهاند، نزد على شدم و جريان را باز گفتم، از در تعجب پرسيد راستى آنچه نبايد مىكردند كردند؟! آن گاه فرمود: من از رسول خدا ٦ شنيدم مىفرمود به زودى
[١] مجمع البيان، ج ١٠، ص ٤٧١.
[٢] مجمع البيان، ج ١٠، ص ٤٧٢.
[٣] ( ٣ و ٤) تفسير قمى، ج ٢، ص ٤١٦.
[٤] ( ٣ و ٤) تفسير قمى، ج ٢، ص ٤١٦.
[٥] مجمع البيان، ج ١٠، ص ٤٧٢.