ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤١٥ - چند روايت در باره ازدواج با زنان كافر و توضيحى در باره جمع بين آيه و لا تمسكوا بعصم الكوافر و آيه و المحصنات من الذين أوتوا الكتاب
مهاجرت كرد، دو برادرش به مدينه آمدند، و از رسول خدا ٦ خواستند خواهرشان را به ايشان رد كند، حضرت فرمود شرط ميان ما و شما در خصوص مردان بود، و به همين دليل ام كلثوم را به ايشان نداد[١].
[زنهايى كه از اسلام خارج شدند و به كفار پيوستند]
مؤلف: اين معانى در روايت ديگر از طرق اهل سنت وارد شده، و بسيارى از آن روايات را سيوطى در تفسير الدر المنثور خود آورده[٢] و نيز داستان امتحان اين گونه زنان، و بر نگرداندن آنان به كفار، و دادن مهريههايشان را به شوهرانشان در تفسير قمى آمده[٣].
در آن تفسير مىگويد: زهرى گفته: و اما زنانى كه از حوزه اسلام گريختند و به كفار پيوستند، مجموعا شش نفر بودند: ١- ام الحكم دختر ابى سفيان كه همسر عياض بن شداد فهرى بود ٢- فاطمه دختر ابى امية بن مغيرة، خواهر ام سلمه كه همسر عمر بن خطاب بود، و داستانش چنين بود كه وقتى عمر بن خطاب خواست مهاجرت كند فاطمه حاضر نمىشد، و در آخر از دين اسلام برگشت و در مكه باقى ماند ٣- بروع دختر عقبه همسر شماس بن عثمان ٤- عبده دختر عبد العزى بن فضله بود كه همسر عمرو بن عبد ود بود ٥- هند دختر ابى جهل بن هشام، همسر هشام بن عاص بن وائل ٦- كلثوم دختر جرول، همسر عمر كه رسول خدا ٦ مهريههاى اين زنان را از غنيمت به شوهرانشان داد، و شوهرانشان، آن مهريه را به همسران سابق خود رساندند[٤].
[چند روايت در باره ازدواج با زنان كافر و توضيحى در باره جمع بين آيه:(وَ لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ) و آيه(وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ ...)]
و در كافى به سند خود از زراره از امام باقر (ع) روايت كرده كه فرمود:
سزاوار نيست مسلمان با اهل كتاب ازدواج كند. عرضه داشتم فدايت شوم! حرمت اين عمل در كجاى قرآن است. فرمود(وَ لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ)[٥].
مؤلف: اين روايت بر اين اساس درست است كه امساك بعصم عموميت داشته باشد و در نكاح دائمى، هم شامل حدوث آن باشد، و هم شامل بقائش.
و نيز در همان كتاب است كه زراره از امام باقر (ع) معناى آيه (وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ) را پرسيد، فرمود: اين آيه به وسيله آيه (وَ لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ) نسخ شده[٦].
[١] مجمع البيان، ج ٩، ص ٢٧٣ و ٢٧٤.
[٢] الدر المنثور، ج ٦، ص ٢٠٥- ٢١١.
[٣] تفسير قمى، ج ٢، ص ٦٣- ٦٤.
[٤] مجمع البيان، ج ٩، ص ٢٧٥.
[٥] ( ٥ و ٦) كافى، ج ٥، ص ٣٥٨، ح ٧ و ٨.
[٦] ( ٥ و ٦) كافى، ج ٥، ص ٣٥٨، ح ٧ و ٨.