ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٥٧ - حكمت عبارت است از علم و عمل حق و سر چشمه گرفته از فطرت، كه اسلام بدان دعوت مىكند
محكم باشد، و كذبى مخلوط به آن نباشد، و نفعش هم محكم باشد، يعنى ضررى در دنبال نداشته باشد، و خداى تعالى در آيه زير به همين معنا اشاره نموده مىفرمايد:(وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ)[١]، و نيز در وصف كتاب خود كه بر آن جناب نازل كرده مىفرمايد:
(وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ)[٢]، و نيز رسول گرامى خود را در چند جا از كلام مجيدش معلم حكمت خوانده، از آن جمله فرموده:(وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ)[٣].
بنا بر اين پس تعليم قرآنى كه رسول ٦ متصدى آن و بيانگر آيات آنست، تعليم حكمت است و كارش اين است كه براى مردم بيان كند كه در ميان همه اصول عقائدى كه در فهم مردم و در دل مردم از تصور عالم وجود و حقيقت انسان كه جزئى از عالم است رخنه كرده كدامش حق، و كدامش خرافى و باطل است، و نيز در سنتهاى عملى كه مردم به آن معتقدند، و از آن اصول عقائد منشا مىگيرد، و عنوان آن غايات و مقاصد است، كدامش حق، و كدام باطل و خرافى است.
مثلا بعضى از مردم- كه همان منكرين اديانند- معتقدند كه حيات ماديشان اصالت دارد، و هدف نهايى است، حتى بعضى از آنان گفتهاند:(ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا)[٤] ولى قرآن متوجهشان مىكند به اينكه:(وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ)[٥]، و نيز مردم معتقدند كه اسباب حاكم در دنيا تنها حيات و موت، صحت و مرض، غنى و فقر، نعمت و نقمت، و رزق و محروميت است و مىگويند:(بَلْ مَكْرُ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ)[٦]، و قرآن متذكرشان مىكند به اينكه:(أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ)[٧]، و نيز مىفرمايد:(إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ) [٨]، و از اين قبيل آيات راجع به حكم و تدبير.
[١] و خدا كتاب و حكمت بر تو نازل كرد. سوره نساء، آيه ١١٣.
[٢] سوره يس، آيه ٢.
[٣] سوره جمعه، آيه ٢.
[٤] ما به جز اين زندگى مادى زندگانى نداريم. سوره جاثيه، آيه ٢٤.
[٥] و اين زندگى دنيا چيزى به جز لهو و بازى نيست، زندگى اصلى و حقيقى خانه آخرت است.
سوره عنكبوت، آيه ٦٤.
[٦] تنها گردش روزگار است كه چنين و چنان مىكند. سوره سبا، آيه ٣٣.
[٧] ايجاد و تدبير در آن تنها به دست خداست، و گردش روزگار هم به دست او است. سوره اعراف، آيه ٥٤.
[٨] حكم تنها از آن خدا است. سوره يوسف، آيه ٦٧.