ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٦٣ - منظور از رفع سماء و وضع ميزان
بكشد، و معنايش اين است كه لازمه اينكه ما با وضع ميزان حق و عدل را در بين شما تقدير كرديم، اين است كه در سنجش اجناس خود نيز رعايت درستى ترازو و سنجش را بكنيد.
و اما بنا بر آن تفسيرى كه در جمله قبلى مىگفت: منظور از وضع ميزان همان ترازوى معمولى است، اين آيه شريفه بيانگر همان وضع ميزان مىشود، و چنين معنا مىدهد: اينكه در آيه قبلى گفتيم خداوند ميان شما ميزان وضع كرده معنايش اين است كه شما بايد در كشيدن و سنجيدن سنگينىها رعايت عدالت را بكنيد، و در آن طغيان روا مداريد، (كه وقتى جنسى را مىخريد با سنگى سنگينتر بكشيد، و چون مىفروشيد با سنگى سبكتر بفروشيد) و به هر حال چه آن معنا منظور باشد، و چه اين، ظاهر كلمه أن در جمله(أَلَّا تَطْغَوْا) اين است كه تفسيرى باشد، و جمله لا تطغوا نهى از طغيان در وزن كردن است، و جمله(وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ) امرى است كه به آن نهى عطف شده، و كلمه قسط به معناى عدل است، و جمله(وَ لا تُخْسِرُوا الْمِيزانَ) نيز نهى ديگرى است كه به آن امر عطف شده، و نهى قبلى يعنى جمله(أَلَّا تَطْغَوْا) را بيان و تاكيد مىكند، و كلمه اخسار كه مصدر فعل(لا تُخْسِرُوا) است در مورد سنجيدن به معناى كم فروختن و زياد خريدن است، به نحوى كه باعث خسارت فروشنده يا خريدار شود.
بعضى[١] از مفسرين حرف لا را در جمله(أَلَّا تَطْغَوْا) نافيه، و حرف أن را ناصبه گرفتهاند، و تقدير كلام را لئلا تطغوا- براى اينكه طغيان نكنيد دانستهاند. آن گاه به ايشان اشكال شده كه چگونه ممكن است جمله انشايى عطف بر جمله خبرى شود و با اينكه در اينجا خبر مىدهد از اينكه خداى تعالى چنين و چنان كرد تا شما طغيان نكنيد، چگونه ممكن است يكباره بگويد: وزن را به عدالت بپا داريد؟ در پاسخ از اين اشكال دچار زحمت و تكلف شدهاند.
(وَ الْأَرْضَ وَضَعَها لِلْأَنامِ) كلمه انام به معناى كلمه مردم است.
ولى بعضى[٢] گفتهاند: به معناى جن و انس است.
بعضى[٣] ديگر گفتهاند: به معناى هر جنبندهاى است كه روى زمين راه برود.
و اگر از خلقت زمين تعبير كرده به وضع، براى اين بود كه در باره آسمان تعبير كرده
[١] روح المعانى، ج ٢٧، ص ١٠٢.
[٢] ( ٢ و ٣) روح المعانى، ج ٢٧، ص ١٠٣.
[٣] ( ٢ و ٣) روح المعانى، ج ٢٧، ص ١٠٣.