ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٢٧ - نهى از فال بد زدن و توصيه به توكل بر خدا در موارد تطير
شما مىكشاند با خود شما است نه با ما، و نيز فرموده:(قالُوا اطَّيَّرْنا بِكَ وَ بِمَنْ مَعَكَ قالَ طائِرُكُمْ عِنْدَ اللَّهِ)[١] يعنى آن چيزى كه خير و شر شما به وسيله آن به شما مىرسد نزد خداست، و اين خداست كه در ميان شما تقدير مىكند آنچه را كه مىكند، نه من و نه اين همراه من، ما مالك هيچ چيزى نيستيم. اين چند شاهد از قرآن كريم بود.
[بيان اينكه تاثير تفال و تطير مربوط به حالت نفسانى كسى است كه تفال و تطير مىكند]
و اما در روايات اخبار بسيار زيادى در نهى از آن و اينكه براى دفع شومى آن بىاعتنايى نموده و به خدا توكل كنيد، و به دعا متوسل شويد، رسيده، و اين روايات نيز بيان گذشته ما را تاييد مىكند، كه گفتيم: تاثير تفال و تطير مربوط به نفس صاحب آن است، از آن جمله در كافى به سند خود از عمرو بن حريث روايت كرده كه گفت: امام صادق (ع) فرمود: طيره و فال بد زدن را اگر سست بگيرى و به آن بىاعتنا باشى و چيزى نشمارى سست مىشود، و اگر آن را محكم بگيرى محكم[٢] مىگردد[٣]. پس دلالت اين حديث بر اينكه فال چيزى نيست هر چه هست اثر نفس خود آدمى است بسيار روشن است.
و نظير اين روايت حديثى است كه از طرق اهل سنت نقل شده كه فرمود: سه چيز است كه احدى از آن سالم نيست، يكى طيره است، و دوم حسد و سوم ظن. پرسيدند: پس ما بايد چه كار كنيم؟ فرمود: وقتى فال بد زدى بىاعتنايى كن و برو، و چون دچار حسد شدى در درون بسوز ولى ترتيب اثر عملى مده و ظلم مكن، و چون ظن بد به كسى بردى در پى تحقيق برميا، (و يا ظن خودت را مپذير)[٤].
[نهى از فال بد زدن و توصيه به توكل بر خدا در موارد تطير]
و نيز در اين معنا روايت كافى است كه از قمى از پدرش از نوفلى از سكونى از امام صادق (ع) نقل كرده كه فرمود: رسول خدا ٦ فرمود: كفاره
[١] گفتند ما به تو و به آنكه همراه تو است فال بد زدهايم، او گفت طائر و سرنوشت بدتان نزد خداست. سوره نمل، آيه ٤٧.
[٢] روضه كافى، ج ٨، ص ١٦٩، ح ٢٣٥.
[٣] خود اينجانب تجربه كردهام كسانى كه سيزده را نحس مىدانند اگر سيزده بدر نروند به طور جدى صدمه مىخورند، و يا اگر در كارى كه مىخواهند شروع كنند كسى عطسه بزند، و اين را بطور جدى علامت آن بدانند كه اين كار صدمه دارد، اگر به آن كار اقدام كنند سخت صدمه مىخورند، و كسانى كه هيچ اعتنايى به سيزده و عطسه ندارند هيچ ضررى نمىبينند. مترجم .
[٤] نهايه ابن اثير، ج ٣، ص ١٥٢.