ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٣٩ - جنبههاى مختلف غلبه خدا و رسولان او(كتب الله لأغلبن أنا و رسلي)
مىفرمايد:(وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ)[١].
و اما غلبه از حيث طبيعتى كه ايمان به خدا و رسول دارد، دليلش اين است كه ايمان مؤمن به طور مطلق و بدون هيچ قيدى او را به دفاع از حق و قيام در برابر باطل دعوت مىكند، چنين كسى معتقد است كه اگر كشته شود رستگار مىگردد، و اگر هم بكشد رستگار مىشود، و ثبات و مقاومت او در دفاع از حق مقيد به هيچ قيدى، و محدود به هيچ حدى نيست، به خلاف كسى كه اگر از حق دفاع مىكند نه بدان جهت است كه حق است، بلكه بدان جهت است كه هدفى از اهداف دنيايى او را تامين مىكند، چنين كسى در حقيقت از خودش دفاع كرده، و به همين دليل اگر ببيند كه مشرف به هلاكت شده، و يا نزديك است گرفتار خطرى شود، پا به فرار مىگذارد. پس دفاع او از حق شرط و حدى دارد، و آن شرط سلامتى نفس و آن حد تامين منافع خودش است، و اين واضح است كه عزيمت بىقيد و شرط، بر چنين عزيمتى مقيد و مشروط، غالب مىشود. يكى از شواهدش جنگهاى پيامبر اسلام است كه مسلمانان در عين نداشتن عده و عده همواره غلبه مىكردند، و جنگها جز به پيشرفت مسلمانان خاتمه نمىيافت[٢].
و اين غلبه و فتوحات اسلامى متوقف نشد، و جمعيت مسلمين به تفرقه مبدل نگشت، مگر وقتى كه نياتشان فاسد، و سيرت تقوا و اخلاصشان در گسترش دين حق، به قدرتطلبى و گسترش و توسعه مملكت (و در نتيجه حكمرانى بر انسانهايى بيشتر، و به دست آوردن اموال زيادتر) مبدل شد، در نتيجه آن فتوحات متوقف گرديد. آرى، خداى تعالى هرگز نعمتى را كه به مردمى داده تغيير نمىدهد، مگر وقتى كه مردمى نياتشان را تغيير دهند، و خداى تعالى در آن روزى كه دين مسلمانان را تكميل نمود و از شر دشمنان ايمنشان ساخت، با آنان شرط كرد
[١] براى هر امتى رسولى است همين كه رسولشان بيايد، خداى تعالى در بينشان به عدالت حكم راند، و ستمى نبينند. سوره يونس، آيه ٤٧.
[٢] شخصى از مترجم پرسيد آوردن ضمير أنا و به دنبال آن كلمه رسلى در آيه مورد بحث چه نكتهاى را افاده مىكند، و با اينكه مىتوانست بفرمايد: من و رسولانم غالبيم چرا فرمود: لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِي نكتهاى كه به ذهنم رسيد اين بود كه در عبارت اول رسولان در مقابل خداى تعالى قرار مىگرفتند با آوردن ضمير أنا خواست بفرمايد اينكه گفتم من غالبم منظورم من و همه كارگردانان درگاهم است، پس جمله أَنَا وَ رُسُلِي احتمالا مىتواند بدل باشد از ضميرى كه در كلمه أغلبن مستتر است و بخواهد اتصال رسولان به خداى تعالى را برساند. و به همين جهت باز احتمالا مىتوان گفت كه معناى رسلى منحصر در فرستادگان بشرى خدا نباشد بلكه معنايش همه فرستادگان خدا باشد چه بشرى و چه ملكى و خلاصه بخواهد بفرمايد من و كارگردانان درگاهم بطور قطع غالبيم مترجم.