ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٢٨ - بيان جهت اينكه لازمه اعتقاد به آفريدگان تصديق قيامت و معاد است(نحن خلقناكم فلو لا تصدقون)
حوادثى كه برايشان پيش مىآورد داناتر است، و چون داناتر است وقتى به ايشان خبر مىدهد كه به زودى مبعوثشان مىكند، و بعد از مردن بار ديگر زندهشان نموده جزاى اعمالشان را چه خير و چه شر مىدهد، ديگر چارهاى جز تصديقش ندارند، پس هيچ عذرى براى تكذيب كنندگان خبرهايى كه او در كتابش داده باقى نمىماند، و يكى از آن خبرها بعث و جزا است، هم چنان كه خودش فرمود:(أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ)[١] و نيز فرموده:
(كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ وَعْداً عَلَيْنا إِنَّا كُنَّا فاعِلِينَ)[٢].
پس حاصل مفاد آيه اين شد كه: ما شما را خلق كردهايم، و مىدانيم كه با شما چه مىكنيم، و به زودى آنچه بنا داريم در باره شما انجام خواهيم داد، و اينك به شما خبر مىدهيم كه به زودى زندهتان مىكنيم، و در برابر آنچه مىكرديد جزايتان خواهيم داد، با اين حال چرا خبرهايى را كه در كتاب نازل بر شما به شما مىدهيم تصديق نمىكنيد؟
در اين آيه و آيات بعديش التفاتى از غيبت به خطاب بكار رفته، چون قبلا مردم غايب فرض شده بودند، مىفرمود:( هذا نُزُلُهُمْ يَوْمَ الدِّينِ)- اين پذيرايى از ايشان است در روز جزا ، ولى در ابتداى آيات مورد بحث مردم مخاطب قرار گرفتهاند، روى سخن به ايشان كرده مىفرمايد:(نَحْنُ خَلَقْناكُمْ)، و اين دگرگون كردن سياق براى اين بوده كه در آيات مورد بحث بناى توبيخ آنان را داشته، و در توبيخ، خطاب مؤكدتر از غيبت است، و گفتن اينكه شما چنين و چنانيد مؤثرتر از گفتن ايشان چنين و چنانند مىباشد.
(أَ فَرَأَيْتُمْ ما تُمْنُونَ) كلمه تمنون مضارع جمع حاضر از مصدر امناء است، و امناء به معناى ريختن نطفه است، كه منظور از آن در اينجا ريختن در رحم زنان است، و معناى آيه اين است كه: به من خبر دهيد در خلقت انسانها شما پدران و مادران غير از ريختن نطفه چه نقشى داريد؟
(أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ) آيا شما آن نطفه را به صورت انسانى مثل خود در مىآوريد، يا خالق آن ماييم و تبديلش به صورت بشر به دست ما صورت مىگيرد؟
[١] آيا كسى كه آفريده و با اينكه اين آفريننده لطيف و با خبر است نمىداند؟. سوره ملك، آيه ١٤.
[٢] همانطور كه ما انسان را براى اولين بار خلق كرديم، او را دوباره اعاده مىدهيم، اين وعدهاى است كه وفاى به آن را بر خود واجب كردهايم، و ما هر چه گفتهايم كردهايم. سوره انبياء، آيه ١٠٤.