ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٦٥١ - رواياتى در باره املاء و استدراج گنهكاران، چشم زخم، و
آن را رد مىكند و به همين جهت يا بايد آنها را دور انداخت، و يا تاويل كرد.
[رواياتى در باره املاء و استدراج گنهكاران، چشم زخم، و ...]
و در كافى به سند خود از سفيان بن سمط روايت كرده كه گفت: امام صادق (ع) فرمود: خداى تعالى وقتى خير بندهاى را بخواهد، هر گاه گناهى مرتكب شود، به دنبالش به يك گرفتارى مبتلايش مىكند، و به اين وسيله استغفار را به يادش مىاندازد، و وقتى شر بندهاى را بخواهد، هر گاه گناهى مرتكب شود دنبالش نعمتى به او مىدهد تا استغفار را از يادش ببرد، و در نتيجه گنهكارى را ادامه بدهد، اين همان است كه خداى عز و جل در بارهاش مىفرمايد: (سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ) و منظور اين است كه به وسيله نعمت خود و گناه او وى را استدراج مىكند[١].
مؤلف: در سابق يعنى در تفسير آيه(سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ)[٢]، هم پارهاى از روايات استدراج را آورديم.
و در تفسير قمى در ذيل آيه شريفه(إِذْ نادى وَ هُوَ مَكْظُومٌ) در روايت ابى الجارود از امام باقر (ع) روايت كرده كه مىفرمود: مكظوم به معناى مغموم است[٣].
و نيز در همان كتاب در ذيل آيه(لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ) فرمود: منظور از نعمت، رحمت است[٤].
و در معناى كلمه عراء فرموده جايى است كه سقف نداشته باشد[٥].
و در الدر المنثور است كه بخارى از ابن عباس روايت كرده كه گفت: رسول خدا ٦ در تفسير آيه(وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا) فرمود: مساله چشم زخم حق است[٦].
و در همان كتاب است كه ابو نعيم در كتاب الحليه از جابر روايت كرده كه گفت: رسول خدا ٦ فرمود چشم زخم، مرد سالم را در قبر و شتر سالم را در ديگ قرار مىدهد[٧].
مؤلف: در اين ميان رواياتى هست كه آيات سابق را با مساله ولايت تطبيق مىكند، كه البته جنبه جرى و تطبيق مصداق بر كلى دارد، نه اينكه تفسير آن آيات باشد، و به همين جهت از ايراد آن خوددارى كرديم.
[١] اصول كافى، ج ٢، ص ٣٢٧، ح ١.
[٢] سوره اعراف، آيه ١٨٢.
[٣] ( ٣ و ٤ و ٥) تفسير قمى، ج ٢، ص ٣٨٣.
[٤] ( ٣ و ٤ و ٥) تفسير قمى، ج ٢، ص ٣٨٣.
[٥] ( ٣ و ٤ و ٥) تفسير قمى، ج ٢، ص ٣٨٣.
[٦] ( ٦ و ٧) الدر المنثور، ج ٦، ص ٢٥٨.
[٧] ( ٦ و ٧) الدر المنثور، ج ٦، ص ٢٥٨.