ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٦٧١ - بحث روايتى(رواياتى راجع به حمله عرش در قيامت، كسانى كه كتابشان به دست راست يا چپ داده مىشود، و )
و در همان كتاب است كه بيهقى در كتاب شعب ايمان از صعصعة بن صوحان روايت كرده كه گفت مردى باديهنشين به حضور على بن ابى طالب رسيد، و پرسيد: اين آيه چه معنا دارد كه مىفرمايد:(لا يَأْكُلُهُ إِلَّا الْخاطِؤُنَ)، با اينكه تمامى مردم خطوه و قدم زدن دارند، على (ع) تبسمى كرد و فرمود: اى اعرابى:(لا يَأْكُلُهُ إِلَّا الْخاطِؤُنَ) نه الا الخاطئون ، مرد عرب عرضه داشت: بله به خدا درست فرمودى اى امير المؤمنين، خداوند بنده خود را تسليم عذاب نمىكند.
آن گاه رو كرد به جانب ابى الاسود و فرمود: عجمها همه داخل دين شدند، تو براى مردم قاعدهاى وضع كن تا به وسيله آن سخن گفتن خود را اصلاح كنند، و غلط حرف نزنند.
ابو الاسود هم برايشان حركت ضمه و نصب و جر را ترسيم كرد، و معين كرد در كجا كلمه با ضمه خوانده شود و كجا با فتحه و كجا با كسره[١].
و در تفسير برهان از ابن بابويه نقل كرده كه در كتاب الدروع الواقعية از رسول خدا ٦ روايت كرده كه در ضمن حديثى فرمود: اگر يك ذراع از آن سلسلهاى كه خدا در كتاب خود يادآور شده بر روى همه كوههاى دنيا بگذارند، از شدت حرارت آن آب مىشوند[٢].
[١] الدر المنثور، ج ٦، ص ٢٦٣.
[٢] تفسير برهان، ج ٤، ص ٣٧٩، ح ٢.