ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٤٦ - بحث روايتى(رواياتى در باره قدر و اينكه قدريه - منكران قدر - مجوس اين امتند و )
بعضى[١] گفتهاند: مراد از نهر جنس نهر است.
و بعضى[٢] ديگر گفتهاند: نهر به معناى سعه و فراخى است.
(فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ) كلمه مقعد به معناى مجلس است، و مليك - به طورى كه گفتهاند[٣]- صيغه مبالغه از ملك است، نه اينكه از ملك به كسره لام باشد، و كسره مذكور را اشباع كرده باشند از اشباع آن يايى پديد آمده باشد، و كلمه مقتدر به معناى قادرى عظيم القدرة است، كه همان خداى سبحان است.
و مراد از كلمه صدق راستى عمل و ايمان متقين، (و يا به عبارتى ديگر راستگويى متقين در عمل و در ادعاى ايمان است)، بنا بر اين اضافه شدن كلمه مقعد بر كلمه صدق از اين بابت است كه ميان مجلس آنان و صدق عمل و ايمانشان رابطهاى هست، ممكن هم هست مراد از صدق اين باشد كه مقام متقين و هر چه در آن مقام دارند صدقى است خالص و نياميخته با كذب، حضورى است نياميخته با غيبت، قربى است كه بعدى با آن نيست، نعمتى است كه نقمت با آن نيست، و سرورى است كه غمى با آن نمىباشد، و بقايى است كه فنايى با آن نيست. ممكن هم هست مراد از صدق، صدق همين خبر باشد، چون جمله در مقام بشارت دادن و وعده جميل به متقين است، مىفرمايد: اين وعدهها كه داديم مجلسى است صدق و تخلف ناپذير.
و بنا بر اين در آيه شريفه نوعى مقابله ميان مشخصات عاقبت متقين و مجرمين شده است، زيرا مجرمين را به عذاب آخرت و ضلالت دنيا تهديد مىكرد، و آن گاه چنين تقريرش نمود كه: اين عذاب يكى از مصاديق قدر است، و به همين جهت تخلف نمىپذيرد، و از سوى ديگر متقين را به ثواب و حضور نزد پروردگارشان خداى مليك مقتدر وعده مىداد، و آن گاه اينطور تقريرش مىكرد كه: اين وعده و اين مجلس، مجلس صدقى است كه دروغ در آن نيست.
بحث روايتى [ (رواياتى در باره قدر و اينكه قدريه- منكران قدر- مجوس اين امتند و ...)]
در كمال الدين به سند خود از على بن سالم از امام صادق (ع) روايت كرده
[١] ( ١ و ٢) روح المعانى، ج ٢٧، ص ٩٥.
[٢] ( ١ و ٢) روح المعانى، ج ٢٧، ص ٩٥.
[٣] روح المعانى، ج ٢٧، ص ٩٦.