ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٩٢ - چند روايت در باره وجود دو قسم بهشت و در باره همسران بهشتى
انعمت عليه- بهرهمندش كردم اشاره است به اينكه احسان عبد در حقيقت احسان خدا است به او، كه او را موفق به كار نيك كرد[١].
[چند روايت در باره وجود دو قسم بهشت و در باره همسران بهشتى]
و در مجمع البيان در ذيل آيه (وَ مِنْ دُونِهِما جَنَّتانِ) از علاء بن سيابه از ابى عبد اللَّه امام صادق (ع) روايت كرده كه علاء گفت: به آن جناب عرضه داشتم: مردم از اين اعتقاد ما تعجب مىكنند، كه مىگوييم بعضى از مردم از آتش دوزخ در مىآيند، و داخل بهشت مىشوند، آرى مردم به ما مىگويند: لا بد اين دوزخيان با اولياى خدا محشور و همنشين هم مىشوند؟ حضرت فرمود: اى علاء بهشت تنها بهشت اوليا نيست، از بهشت ايشان پايينتر نيز بهشت هست، خداى تعالى مىفرمايد:(وَ مِنْ دُونِهِما جَنَّتانِ)، پس لازمه بيرون شدن گنهكاران از دوزخ اين نيست كه با اولياى خدا محشور هم باشند[٢].
و در الدر المنثور است كه ابن جرير، ابن ابى حاتم و ابن مردويه، از ابو موسى از رسول خدا ٦ روايت كردهاند كه در تفسير دو آيه(وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ) و(وَ مِنْ دُونِهِما جَنَّتانِ) فرموده: دو بهشت اول از طلا، و براى مقربين، و دو بهشت دوم از نقره و براى اصحاب يمين است[٣].
مؤلف: اين دو روايت بيان گذشته ما در تفسير دو آيه مذكور را تاييد مىكند.
و نيز در آن كتاب است كه طبرانى و ابن مردويه از ابى ايوب روايت كردهاند كه گفت: از رسول خدا ٦ معناى آيه(مُدْهامَّتانِ) را پرسيدم، فرمود:
يعنى دو بهشت سر سبز[٤].
و قمى در تفسيرش به سندى كه به يونس بن ظبيان دارد از امام صادق (ع) روايت كرده كه در تفسير جمله نضاختان فرمود: يعنى دو چشمه فوار و جوشان[٥].
و باز در همان كتاب در معناى جمله(فِيهِنَّ خَيْراتٌ حِسانٌ) آمده كه: معصوم فرمود:
منظور دخترانى است كه چون گياه بر لب شط كوثر مىرويند، هر قدر از آنها گرفته شود دوباره به جايش مىرويد[٦].
و در مجمع البيان در ذيل جمله خيرات حسان از ام سلمه از رسول خدا ٦
[١] الدر المنثور، ج ٦، ص ١٤٩.
[٢] مجمع البيان، ج ٩، ص ٢١٠.
[٣] الدر المنثور، ج ٦، ص ١٤٦.
[٤] الدر المنثور، ج ٦، ص ١٤٩.
[٥] ( ٥ و ٦) تفسير قمى، ج ٢، ص ٣٤٦.
[٦] ( ٥ و ٦) تفسير قمى، ج ٢، ص ٣٤٦.