ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥ - اقوال مختلف در معناى رق و مراد از كتابى كه مسطور و در رقى منشور است
برده، و در آيه(فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً)[١] آن را وادى مقدس خوانده، و در آيه(نُودِيَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ)[٢] آن را بقعهاى مبارك دانسته كه در كرانه دست راست وادى، قرار دارد.
بعضى[٣] هم گفتهاند: مراد مطلق كوهها است و خدا به همه كوهها سوگند ياد كرده از اين جهت كه در كوهها انواع نعمتها را قرار داده و در باره آنها فرموده: (وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ مِنْ فَوْقِها وَ بارَكَ فِيها)- خداوند در زمين و بر بالاى آن كوههايى پا بر جا قرار داده و بركتها در آن نهاده .
[اقوال مختلف در معناى رق و مراد از كتابى كه مسطور و در رقى منشور است]
(وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ) بعضى[٤] گفتهاند: كلمه رق به معناى مطلق چيزهايى است كه در آن چيزى نوشته شود، مانند كاغذ.
بعضى[٥] ديگر گفتهاند: به معناى و رق است.
و بعضى[٦] گفتهاند: به معناى خصوص ورقهايى است كه از پوست حيوانات درست مىكردند.
و كلمه نشر كه مصدر كلمه منشور است به معناى گستردن و متفرق كردن است.
و مراد از كتابى كه مسطور و در رقى منشور است به گفته بعضى[٧] لوح محفوظ است كه خدا تمامى حوادث عالم را آنچه بوده و هست و خواهد بود در آن نوشته، و ملائكه آسمان، آن را مىخوانند (و اجراء مىكنند).
بعضى[٨] هم گفتهاند: مراد از آن قرآن كريم است كه خدا آن را در لوح محفوظ نوشته.
و بعضى[٩] گفتهاند: تورات است كه در سابق در كاغذهاى پوستى نوشته مىشد، و هر وقت مىخواستند آن را بخوانند لوله كاغذ را باز مىكردند و مىخواندند.
و به نظر ما مناسبتر با آيه قبلى آن است كه بگوييم: منظور از آن همان قول اخير
[١] سوره طه، آيه ١٢.
[٢] سوره قصص، آيه ٣٠.
[٣] مجمع البيان، ج ٩، ص ١٦٣.
[٤] ( ٤ و ٥) مجمع البيان، ج ٩، ص ١٦٣.
[٥] ( ٤ و ٥) مجمع البيان، ج ٩، ص ١٦٣.
[٦] روح المعانى، ج ٢٧، ص ٢٧.
[٧] ( ٧ و ٨ و ٩) مجمع البيان، ج ٩، ص ١٦٣.
[٨] ( ٧ و ٨ و ٩) مجمع البيان، ج ٩، ص ١٦٣.
[٩] ( ٧ و ٨ و ٩) مجمع البيان، ج ٩، ص ١٦٣.