ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٢١ - روايتى در ذيل آيه اتقوا الله حق تقاته و فاتقوا الله ما استطعتم و روايتى در باره بخل ورزيدن
٦ از منبر پايين آمد، مردم وقتى چنين ديدند، دويدند و حسين را برداشتند، و او را دست به دست گردانيده تا به رسول خدا رساندند، رسول خدا ٦ آن گاه فرمود: خدا شيطان را بكشد كه فرزند چه فتنهاى است، به آن خدايى كه جانم به دست اوست، من متوجه نشدم كه از منبر پايين آمدهام[١].
نظير اين روايت در شناعت لحن روايتى است كه از ابن منذر، از يحيى بن ابى كثير نقل شده كه گفت: وقتى رسول خدا ٦ صداى گريه حسن و حسين را شنيد، فرمود: اولاد فتنه است، براى اينكه گريه اين دو كودك آن چنان مرا بىخود كرد كه برخاستم در حالى كه عقل از من سلب شده بود[٢]. بنا بر اين يا بايد اين روايات را طرد نموده قبولش نكرد، و يا آنكه تاويل و توجيهش كرد.
[روايتى در ذيل آيه:(اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ) و(فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ) و روايتى در باره بخل ورزيدن]
و در تفسير برهان از ابن شهرآشوب از تفسير وكيع روايت شده كه گفت: سفيان بن مره همدانى از عبد خير برايمان نقل كرد كه گفته بود، من از على بن ابى طالب از اين كلام خداى تعالى پرسيدم كه مىفرمايد:(اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ)، فرمود: به خدا سوگند غير از اهل بيت كسى به اين دستور عمل نكرده، اين ماييم كه همواره به ياد خداييم، و هرگز فراموشش نمىكنيم، و ماييم كه شكرش را به جاى آورده، هرگز كفرانش نمىكنيم، و ماييم كه او را اطاعت نموده، هرگز نافرمانيش نكردهايم.
و چون اين آيه نازل شد اصحاب گفتند ما توانايى چنين تقوايى را نداريم، خداى تعالى آيه(فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ) را نازل فرمود، (تا آخر حديث)[٣].
و در تفسير قمى آمده كه پدرم از فضل بن ابى مره برايم حديث كرد كه: من امام صادق (ع) را ديدم كه از اول شب تا صبح طواف مىكرد و مىگفت: بار الها مرا از شر بخل نفسم نگه بدار. عرضه داشتم: فدايت شوم من امشب از شما به غير از اين دعا را نشنيدم. فرمود: چه بلايى بالاتر از بخل نفس سراغ دارى؟ خداى تعالى مىفرمايد:(وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)[٤].
[١] ( ١ و ٢) الدر المنثور، ج ٦، ص ٢٢٨.
[٢] ( ١ و ٢) الدر المنثور، ج ٦، ص ٢٢٨.
[٣] تفسير برهان، ج ٤، ص ٣٤٣.
[٤] تفسير قمى، ج ٢، ص ٣٧٢.