ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٦٧ - بحث روايتى رواياتى در ذيل آيات نخست سوره تحريم و شان نزول آن آيات
و در الدر المنثور است كه ابن منذر و ابن ابى حاتم و طبرانى و ابن مردويه، به سندى صحيح از ابن عباس روايت كردهاند كه گفت: رسول خدا ٦ هر وقت به خانه همسرش سوده مىرفت، در آنجا شربتى از عسل مىنوشيد، روزى از منزل سوده در آمد و به خانه عايشه رفت، عايشه گفت: من از تو بويى مىشنوم، از آنجا به خانه حفصه رفت، او هم گفت من از تو بويى مىشنوم. حضرت فرمود: به گمانم بوى شربتى باشد كه من در خانه سوده نوشيدم، و و اللَّه ديگر نمىنوشم، خداى تعالى اين آيه را فرستاد كه(يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ ...)[١].
مؤلف: اين حديث به طرق مختلف و الفاظى مختلف نقل شده، ليكن به روشنى با آيات مورد بحث كه همه در يك سياق قرار دارند تطبيق نمىشود.
و نيز در آن كتاب است كه ابن سعد و ابن مردويه، از ابن عباس روايت كردهاند كه گفت: عايشه و حفصه خيلى به هم علاقمند بودند و با هم مىجوشيدند، روزى حفصه به خانه پدرش عمر رفت، و با پدر گرم گفتگو شد، رسول خدا ٦ وقتى خانه را از حفصه خالى ديد، فرستاد كنيزش بيايد، و با كنيزش در خانه حفصه بود، و اتفاقا آن روز روزى بود كه بايد رسول خدا ٦ به خانه عايشه مىرفت، عايشه آن جناب را با كنيزش در خانه حفصه يافت، منتظر شد تا بيرون بيايد، و سخت دچار غيرت شده بود، رسول خدا ٦ كنيزش را بيرون كرد، و حفصه وارد خانه شد و گفت: من فهميدم كه چه كسى با تو بود، به خدا سوگند تو با من بدى مىكنى. رسول خدا ٦ فرمود. به خدا سوگند راضيت مىكنم، و من نزد تو سرى مىسپارم آن را حفظ كن. پرسيد آن سر چيست؟ فرمود: آن اين است كه به خاطر رضايت تو اين كنيزم بر من حرام باشد و تو شاهد آن باش. حفصه چون اين را شنيد نزد عايشه رفت و سر رسول خدا ٦ را نزد او فاش ساخت، و مژدهاش داد كه رسول خدا ٦ كنيز خود را بر خود حرام كرد، همين كه حفصه اين عمل خلاف را انجام داد، خداى تعالى پيامبر گراميش را بر آن واقف ساخت، و در آخر فرمود:(يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ)[٢].
مؤلف: اين روايت هم آن طور كه بايد به روشنى با آيات مورد بحث و مخصوصا با جمله (عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ) نمىسازد، زيرا ظاهر اين عبارت اين است كه خداى تعالى بعضى از خلافكاريهاى آن دو زن را بيان كرد، و همه را بيان نكرد، و ظاهر عبارت
[١] ( ١ و ٢) الدر المنثور، ج ٦، ص ٢٣٩.
[٢] ( ١ و ٢) الدر المنثور، ج ٦، ص ٢٣٩.