ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٦٧ - چند روايت در باره پراكنده شدن مردم از نزد پيامبر
آن روز كه رسول خدا ٦ در خطبه نماز جمعه بود، دحيه كلبى وارد شهر مدينه شد، و در آن ايام هنوز اسلام نياورده بود، مردم آن جناب را بالاى منبر تنها گذاشتند، و رفتند، و در مسجد به جز دوازده نفر كسى نماند. حضرت فرمود: اگر اين دوازده نفر هم مىرفتند خداى تعالى از آسمان سنگ بر آنان مىباريد، اينجا بود كه سوره جمعه بر آن حضرت نازل شد[١].
مؤلف: اين داستان به طرق بسيارى هم از طرق شيعه[٢] و هم از طرق اهل سنت[٣] روايت شده، و اخبار در عدد باقى ماندگان در مسجد از هفت تا چهل نفر اختلاف دارد.
و نيز در مجمع البيان است كه جمله انفضوا به معناى اين است كه مردم متفرق شدند. و از امام صادق (ع) روايت شده كه فرمود: به معناى منصرف شدند است.
يعنى مردم به سوى تجارت منصرف شده، و تو را سر پا بالاى منبر تنها گذاشتند[٤].
جابر بن سمرة مىگويد: من هيچگاه رسول خدا ٦ را نديدم كه نشسته خطبه بخواند، پس اگر كسى برايت حديث كرد كه آن جناب نشسته خطبه خوانده دروغ گفته است[٥].
مؤلف: اين معنا در رواياتى ديگر نيز آمده.
و در الدر المنثور است كه ابن ابى شيبه از طاووس روايت كرده كه گفت: رسول خدا ٦ و ابو بكر و عمر و عثمان همگى ايستاده خطبه مىخواندند، و اولين كسى كه بالاى منبر نشست، معاوية بن ابى سفيان بود[٦].
[١] عوالى اللئالى، ج ٢، ص ٥٧، ح ١٥٣.
[٢] مجمع البيان، ج ١٠، ص ٢٨٧.
[٣] الدر المنثور، ج ٦، ص ٢٢٠.
[٤] ( ٤ و ٥) مجمع البيان، ج ١٠، ص ٢٨٩.
[٥] ( ٤ و ٥) مجمع البيان، ج ١٠، ص ٢٨٩.
[٦] الدر المنثور، ج ٦، ص ٢٢٢.