ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٢٨ - معروف بودن پيامبر
[معروف بودن پيامبر ٦ به نام احمد]
جمله اسمه احمد با كمك سياق دلالت دارد بر اينكه اين تعبير را عيسى (ع) از رسول خدا ٦ كرده. و نيز دلالت دارد بر اينكه اهل تورات و انجيل آن جناب را به اين نام و نيز به نام محمد مىشناختند، و اين دلالت روشن است، و خفايى در آن نيست.
حسان بن ثابت هم كه گفته است:
|
صلى الاله و من يحف بعرشه |
و الطيبون على المبارك احمد[١] |
|
نيز مؤيد اين معنا است.
و همچنين شعر ابو طالب كه مىگويد:
|
و قالوا لاحمد أنت امرء |
خلوف اللسان ضعيف السبب |
|
|
ألا ان أحمد قد جاءهم |
بحق و لم ياتهم بالكذب[٢] |
|
دلالت دارد بر اين كه در آن روز آن جناب را به نام احمد مىشناختند.
و نيز در هنگامى كه مىخواست از دنيا برود، به برادرانش عباس، و حمزه، و فرزندانش جعفر، و على چنين وصيت كرد:
|
كونوا فدى لكم امى و ما ولدت |
فى نصر أحمد دون الناس أتراسا[٣] |
|
و نيز شعر ديگر ابو طالب كه در آن رسول خدا ٦ را به نام محمد نام برده:
|
أ لم تعلموا أنا وجدنا محمدا |
نبيا كموسى خط فى أول الكتب[٤] |
|
و از اين يك بيت شعر استفاده مىشود كه مردم مكه نيز بشارت آمدن آن جناب را در كتب آسمانى كه در آن ايام نزد اهل كتاب بوده ديدهاند.
و نيز مؤيد ديگر گفتار ما اين است كه جمعى از اهل كتاب از يهود و نصارى و در بين آنان علمايى از ايشان مانند عبد اللَّه بن سلام و غير او به آن جناب ايمان آوردند، چون آيات
[١] درود خداى معبود و فرشتگان پيرامون عرشش، و همه پاكان بر احمد مبارك باد.
[٢] مردم در باره احمد گفتند تو مردى خلافگو هستى كه حرفهايت بىپايه و اساس است. ولى بدانند كه احمد دين حق را برايشان آورده، نه دروغ را.
[٣] مادرم و همه فرزندانى كه به دنيا آورده فدايتان باد، در نصرت احمد و دفع دشمن از وى سپر او باشيد.
[٤] مگر نمىدانيد كه ما محمد را پيامبرى چون موسى يافتيم كه در كتب آسمانى گذشته نامش و نبوتش نوشته شده بود.