ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٨٠ - بحث روايتى(رواياتى پيرامون فضيلت فاطمه
ولى بعضى[١] از مفسرين احتمال دادهاند مراد از قانتين خصوص قوم و قبيله خود مريم باشد، چون آن جناب از خاندان و از بيتى به وجود آمد كه عموما اهل صلاح و طاعت بودند.
ولى اين احتمال بعيد است، اولا به خاطر وجهى كه قبلا ذكر كرديم، و ثانيا به خاطر اينكه آيه شريفه در مقام تعريض به دو تن از زنان رسول خدا ٦ است، و در چنين مقامى مناسب آن است كه منظور از قانتين عموم اهل طاعت و خضوع براى خدا باشد.
بحث روايتى [ (رواياتى پيرامون فضيلت فاطمه ٣، خديجه، مريم و آسيه و در باره نحوه كشته شدن همسر فرعون)]
در تفسير برهان از شرف الدين نجفى، و او بدون ذكر سند از امام صادق (ع) روايت كرده كه در شان نزول آيه شريفه(ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ ...) فرموده: اين مثل را خداى تعالى براى عايشه و حفصه زده، كه عليه رسول خدا ٦ و در دشمنى با آن جناب دست به دست هم داده، سر او را فاش كردند[٢].
و در مجمع البيان از ابو موسى از رسول خدا ٦ روايت كرده كه فرمود: از مردان، بسيارى به حد كمال رسيدند، ولى از زنان به جز چهار نفر به حد كمال نرسيدند، اول آسيه دختر مزاحم همسر فرعون، و دوم مريم دختر عمران، و سوم خديجه دختر خويلد، و چهارم فاطمه دختر محمد ٦ بودند[٣].
و در الدر المنثور است كه احمد و طبرانى و حاكم، (وى حديث را صحيح دانسته)، از ابن عباس روايت كردهاند كه گفت: رسول خدا ٦ فرموده: افضل زنان اهل بهشت، خديجه دختر خويلد، و فاطمه دختر محمد ٦، و مريم دختر عمران، و آسيه دختر مزاحم همسر فرعون است، و در فضيلت او همين بس كه خداى تعالى داستانش را در قرآن براى ما ذكر كرده كه گفت:(رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ)[٤].
و در همان كتاب آمده كه طبرانى از سعد بن جناده روايت كرده كه گفت: رسول خدا ٦ فرمود: خداى تعالى مريم دختر عمران و همسر فرعون و خواهر موسى را در بهشت به ازدواج من در آورد[٥].
[١] تفسير قرطبى، ج ١٨، ص ٢٠٤.
[٢] تفسير برهان، ج ٤، ص ٣٥٨.
[٣] تفسير مجمع البيان، ج ١٠، ص ٣٢٠.
[٤] ( ٤ و ٥) الدر المنثور، ج ٦، ص ٢٤٦.
[٥] ( ٤ و ٥) الدر المنثور، ج ٦، ص ٢٤٦.