ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٢٢ - رواياتى در ذيل آيات مربوط به بهشت و نعمتهاى بهشتى
مؤلف: روايت اولى در الدر المنثور از ابى سعيد و انس و غير آن دو از رسول خدا ٦ نقل شده[١].
و در روضه كافى به سندى كه به على بن ابراهيم دارد، از او، از ابن محبوب، از محمد بن اسحاق مدنى، از امام ابى جعفر (ع) از رسول خدا ٦ روايت كرده كه در ضمن حديثى كه در آن وصف بهشت و اهل بهشت را توصيف كرده، فرموده: اهل بهشت به زيارت يكديگر مىروند، و در بهشت همگى در زير سايههاى كشيده شدهاى كه هوايش و روشنيش مانند هوا و روشنى ما بين طلوع فجر و طلوع خورشيد، و بلكه پاكيزهتر از آن است متنعم مىشوند[٢].
و در تفسير قمى در ذيل آيه(إِنَّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً) فرموده: منظور حور العين در بهشت است،(فَجَعَلْناهُنَّ أَبْكاراً عُرُباً) فرمود: يعنى جز به زبان عربى سخن نمىگويند[٣].
و در الدر المنثور است كه: ابن ابى حاتم، از جعفر بن محمد، از پدرش روايت كرده كه فرمود: رسول خدا ٦ در معناى كلمه عربا فرمود: كلام حوريان بهشت عربى است[٤].
مؤلف: و در رواياتى ديگر آمده كه كلمه عرب جمع عروب است، كه به معناى زن با ناز و كرشمه است[٥].
و نيز در همان كتاب است كه مسدد در مسند خود، و ابن منذر و طبرانى و ابن مردويه، به سند حسن از ابى بكره از رسول خدا ٦ روايت كردهاند كه در تفسير آيه(ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ ثُلَّةٌ مِنَ الْآخِرِينَ) فرمود: اين دو گروه هر دو در اين امتند و منظور، اولين اين امت و آخرين آنند[٦].
مؤلف: اين معنا در روايات بسيارى وارد شده و ليكن ظاهر آيات اين سوره اين است كه تقسيمبندى آن مربوط به تمام بشر است، نه مخصوص به اين امت و شايد مراد اين روايات اين باشد كه در اين امت نيز از هر قسمى مصداقى هست، هر چند كه اين احتمال از ظاهر
[١] الدر المنثور، ج ٦، ص ١٥٧.
[٢] روضه كافى، ج ٨، ص ٨٥، ضمن ح ٦٩.
[٣] تفسير قمى، ج ٢، ص ٣٤٨.
[٤] الدر المنثور، ج ٦، ص ١٥٩.
[٥] تفسير روح الجنان، ج ١١، ص ١٦.
[٦] الدر المنثور، ج ٦، ص ١٥٩.