ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٥٦ - احاطه، ملك و علم مطلق خداوند بر همه چيز و همه كس
است كه: خداى تعالى از آنچه در زمين فرو مىرود و نفوذ مىكند از قبيل آب باران و تخم گياهان و غير اينها آگاه است، و نيز از آنچه كه از زمين سر بر مىآورد چون نباتات و حيوانات و آب خبر دارد، و از آنچه كه به زمين نازل مىشود چون بارانها و اشعه اجرام نورانى و ملائكه و غيره با اطلاع است، و از آنچه كه از زمين به طرف آسمان بالا مىرود مانند دودها و بخارها و ملائكه و اعمال بندگان با خبر است.
[احاطه، ملك و علم مطلق خداوند بر همه چيز و همه كس]
(وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ) او هر جا كه باشيد با شما است، براى اينكه به شما احاطه دارد، و در هيچ مكان و پوششى از او غايب نيستيد. در اينجا سؤالى پيش مىآيد، و آن اين است كه: خداى تعالى در هر حال بر ما احاطه دارد، و در هر زمان و مكان محيط به ما است، با اين فرض چرا تنها مساله مكان آمده، و چرا نفرمود: و هو معكم اينما كنتم و فى اى زمان و اى حال كنتم- او با شما است هر جا و هر زمان و در هر حال كه باشيد ؟
در پاسخ مىگوييم: درست است كه احاطه خداى تعالى به ما تنها احاطه مكانى نيست، بلكه در همه احوال و اوقات نيز به ما احاطه دارد، ليكن از آنجايى كه معروفترين ملاك در جدايى چيزى از چيزى ديگر و غايب شدنش از آن جدايى مكانى است، و هر كس بخواهد از كسى ديگر جدا شود، مكان خود را عوض مىكند، از اين جهت تنها معيت مكانى را ذكر كرد، و گرنه نسبت خداى تعالى به مكانها و زمانها و احوال يك نسبت است.
بعضى[١] هم گفتهاند: مراد از اين معيت، معيت مجازى است، كه منظور از آن احاطه علمى است.
(وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ) اين آيه نظير فرع و نتيجهاى است كه بر مطالب قبل مترتب مىشود، كه مىفرمود: او با شما است هر جا كه باشيد، و او به هر چيزى عالم است، چون نتيجه حاضر بودن او نزد مردم و جدا نشدنش از ايشان و عالم بودنش به هر چيز اين است كه بيناى به اعمال ايشان نيز باشد، ظاهر اعمالشان را ببيند و باطن آن را كه همان نيتها و مقاصد درونى ايشان است، ناظر باشد.
(لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ) با اينكه در سه آيه قبل فرموده بود:(لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ)، در اينجا نيز آن را
[١] مجمع البيان، ج ٩، ص ٢٣١.