صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٦٨
این است که محتواى اشخاص را بگیرند که اطمینان به خودشان نداشته باشند. مثلاً ما طبیب داریم نه این است که ایران طبیب ندارد، طبیب دارد، الى ما شاء الله طبیب داریم، چه شده است که یک مریض وقتى پیدا مىکنیم فورا صحبت این است که برود اروپا این براى این است که ما را به طبیبهاى خودمان بدبین کردند، طبیب داریم و بدبین شدیم. ما مهندس داریم، نمىتوانیم بگوییم مهندس ما نداریم، اما این محتوا را از ما گرفتهاند که اگر بخواهیم یک جادهاى را اسفالت کنند، مهندسش باید از خارج بیاید، از خارج مىآوردند، یک کارخانه بخواهید درست کنید، یک بناى بزرگ بخواهید درست کنید، از خارج باید بیاید. این براى این است که همچنین تبلیغات کرده بودند که ما را از خودمان به خودمان بدبین کرده بودند، محتوایمان را بیرون کشیده بودند، ما یک آدمهائى بودیم که همهاش توجهمان به غرب بود. الان هم که ملاحظه مىکنید الان همین طور است، الان هم که ما مىگوئیم اسلام، اسلام، شما مىگوئید اسلام، اسلام، این گروهها هم دور هم نشستهاند و مىگویند دموکراسى، دموکراسى! چرا؟ براى اینکه اینها همچنین غربى شدهاند، همچو غربزده شدهاند که نمىتوانند تصور بکنند که یک کشورى با برنامه اسلامى مىتواند اداره بشود، اینها غفلت از این مىکنند یا خودشان را به غفلت مىزنند که ٧٠٠ - ٨٠٠ سال این اسلام بر همه ممالک حکومت کرد، حالا مىگویند نه! ما جمهورى اسلامى نه، جمهورى دمکراتیک، این براى این است که محتوا ندارند اینها، اینها را تبلیغات همه جانبهاى که کردند همه را از این باطنشان بیرون آوردهاند، مغزهایشان را به اصطلاح شستند و به جاى او غرب را نشاندهاند. استقلال فکرى را از ما گرفتهاند، استقلال خودمان را، شخصیتمان را از ما گرفتهاند. ما استقلال شخصیت الان نداریم و باید فکر این باشیم که خودمان شخصیت پیدا بکنیم، توجه بکنیم به تاریخ اسلام که ببینیم اسلام در دنیا چه کرده و چه کارهایى اسلام کرده است که اینها که مىگویند که از اسلام کارى نمىآید یا اینکه الان دیگر مثلاً قدیمى شده است اینها، از بابت اینکه نمىفهمند، اینها بسیارشان ملتفت نیستند، توجه نکردند، براى همین معنا که محتوا را غربىها کشیدند و به جاى آن تزریق غربیت کردهاند و لهذا همه چیز را مىگویند از آنجا بیاور. خوب، شما مىخواهید یک خیابان را آسفالت کنید شما ندارید اشخاصى را که خیابان اسفالت کنند؟شما مىخواهید یک سمپاشى بکنید،ندارید اشخاص شما؟
مىخواهید یک عرض مىکنم کارخانه را راه بیندازید، دارید اشخاص لکن شما را از اشخاص خودتان جدا کردند، از شخصیت خودتان جدا کردند، ما مىتوانیم خودمان را اداره کنیم و بهتر هم مىتوانیم.
اسلام انسان ساز است و غرب نابود کننده انسانیت شما خیال نکنید که غرب خبرى هست در آنجا خبرى نیست ما نمىگوئیم که آنها کارخانجات ندارند آنها درست کردند همه اینها را، اما اساس انسانیت در آنجا نیست اینها هر چه درست کردند، یعنى هر چه نه، بسیارى از چیزهایى که درست کردهاند بر ضد انسانیت درست کردهاند، این غرب است که دارد اساس اخلاق انسانى را از بین مىبرد، این غرب است که دارد شخصیت انسانیت را از