صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢١٦
خارجىاش را مىترسیدند، به این فرم وارد نمىشدند، به فرم دیگر وارد مىشدند که نگذارند دانشجویان رشد کنند، بعد فهمیدند که این طرز نتیجه ندارد، فشار هر چه زیادتر باشد، بدتر خواهد شد، براى اینها بدتر خواهد شد. در زمان محمدرضا حمله به روحانیت را تغییر دادند و شروع کردند به تبلیغات کردن که مردم را از روحانیت جدا کنند چون این دو قوه اسلام، قوه روحانیت و قوه دانشگاه مىتوانست در مقابل اینها بایستد. آن ترتیبى که با فشار بخواهند روحانیت را از بین ببرند، این ترتیب نشد. تغییر دادند وضع را شروع کردند تبلیغات به ضد روحانیت که جدا کنند روحانیت را از دانشگاه و همه را از مردم. بین مردم، هم دانشگاهى و هم روحانیون را مىخواستند - در بین مردم - یک طورى قلمداد کنند که اینها دیانت صحیح ندارند، اینها هم دربارى و انگلیسى و نمىدانم آمریکائى و اینها هستند، نقشه این بود که ملت جدا بشود از این دو قشرى که از آنها کار مىآمد. بین خود این، این دو تا هم جدائى انداختند، به طورى که روحانیون بدبین بودند به دانشگاهىها، دانشگاهىها بدبین بودند به روحانیون و این نقشهاى بود براى اینکه این قشرهاى مؤثر را از هم جدا بکنند و همه را از ملت جدا بکنند تا نتوانند اینها کارى انجام بدهند و آنها بهرهبردارى خودشان را از این کشور بکنند.
در این نهضت، یکى از برکات این نهضت این بود که این قشرها را به هم نزدیک کرد، قشر دانشگاهى با قشر روحانى و طبقه جوان روحانى، اینها با هم نزدیک شدند، همکار شدند و همه با سایر طبقات مردم نزدیک شدند، همکار شدند و همه اینها در این کلمه رژیم طاغوتى نباید باشد و باید یک جمهورى عدل اسلامىباشد، همه با هم مشترک شدند. این غرض همه بود و مقصود همه این معنا بود. این نزدیک شدن این قشرها به هم، متحد شدن این قشرهائى که از هم جدا بودند، با تأیید خداى تبارک و تعالى و با اینکه همه مقصدشان یک مقصد الهى بود، این سد عظیم که همه امکان نمىدانستند، ممکن نمىدانستند که این سد شکسته بشود، این سد را شکست، حالا که این سد شکسته شد و آشفتگىها ظاهر شده و دزدىهاى اینها فاش شده و بعد هم فاشتر مىشود، حالا از براى این ملت، به نظر خود افراد نوعاً یک آرامشى پیدا شده است، و یک نقشه دیگرى آنها دارند پیاده مىکنند، یعنى آن نقشهاى که قبل اسلامى بود و این قشرها رابه هم نزدیک مىکرد و منسجم مىکرد و جوش مىداد به هم، اینها فهمیدند که از این جوش خوردن این قوا به هم این سد شکسته شده است، حالا در صدد این برآمدهاند که اینها را از هم جدا کنند. الان تمام این اشخاصى که براى اجنبىها دارند کار مىکنند آن اشخاصى که سوءنیت ندارند لکن توجه به واقعیات ندارند همه آمدهاند دارند گروه گروه مىشوند. زحمت تا حالا این بود که این گروههاى مختلف با هم باشند تا این کار را انجام بدهند و از حالا به بعد هم هر کارى بخواهد بشود، باید با اجتماع بشود. اینها آمدند حالا با نقشههائى که دارند، دارند گروه گروه درست مىکنند. دیشب بود در روزنامه دیدم که صد گروه، تا حالا، یا صد و پنج گروه تا حالا اظهار وجود کردهاند. یعنى صد طایفه ایجاد اختلاف دارند مىکنند. نتیجه این خواهد شد که اگر چنانچه این صد طایفه هر کدام توانستند یک عده زیادى دور خودشان جمع بکنند، نتیجه این مىشود که از آنطرف مرزها و از داخل و خارج، بعد از اینکه دیدند این قوا از هم جدا شد، راه خودشان را باز